در ادامه‌ي مطالب بخش سوم اين مجموعه مقالات به جمع‌بندي و نتيجه‌گيري مطالب گفته شده توسط مرحوم مهندس بازرگان خواهيم پرداخت. آنچه كه از مجموع مستندات زنده ياد مهندس بازرگان بدست آمد جدول ترتيبي از سوره‌هاي قرآن برحسب تاريخ نزول آنهاست كه خوانندگان محترم در قسمت قبل نحوه‌ي ارائه‌ي آنرا ملاحظه نمودند ليكن با توجه به دلايلي كه در ادامه‌ي اين بررسي خواهد آمد جدولي كه مرحوم بازرگان پيشنهاد مي‌كنند به دلايل ذيل نمي‌تواند صحيح باشد.

وضعيت سوره‌ي فاتحةالكتاب (الحمد): وضهيت اين سوره نشان مي‌دهد بطور قطع اين سوره به صورت كامل پس از آياتي از سوره علق نازل شده است. زيرا تمامي جداول موجود ارائه شده از ترتيب تاريخي نزول سوره‌هاي قرآن مجيد توسط مفسرين و صاحب نظران اين سوره را جزو پنج سوره اول نازل شده بر پيامبر اسلام مي‌دانند و نيز مهمتر از آن مضمون سوره است كه مي‌رساند بايد در روزهاي اول بعثت رسول اكرم حضرت محمد بر ايشان وحي شده باشد. در بررسي‌هاي مرحوم بازرگان جدول شماره 15 سال سوم بعثت بوده و در جدول ترتيب نزول ارائه شده ايشان 32 مي‌باشد! اين نظريه كه براساس همان مبناي طول متوسط آيات و به عبارت واضح‌تر سيرتحول لفظي قرآن توسط مرحوم بازرگان ابراز و اعلام شده است تقريباً در جدول نولدكه (رديف 48) و بلاشر (رديف 45) قرار دارد به عبارت ديگر مرحوم بازرگان مانند اين دو، زمان نزول سوره‌ي فوق را نَه در سال اول بلكه در سالهاي سوم و چهارم بعثت مي‌داند (مهندس بازرگان در جدول شماره 15 آن را سوم بعثت آورده است)

شادروان دكتر صادق تقوي درباره‌ي جايگاه سوره‌ي فاتحةالكتاب در ترتيب نزول اين سوره و نيز در جداول ساير مفسران و منسوب به امامان شيعه يا سني مي‌نويسد: «اول سوره‌ي كاملي كه شب اول بعثت بر پيغمبر اسلام نازل گرديد سوره‌ي حمد يا فاتحةالكتاب بود كه پس از نزول پنج آيه‌ي اول سوره‌ي علق پس از خطاب الله كه به محمد (ص) فرموده بود بخوان به نام پروردگارت و محمد (ص) نمي‌دانست چگونه و با چه صفاتي پروردگار خويش را بخواند مطالب سوره‌ي حمد نازل گرديد تا به او تعليم دهد به صورت فوق و توجه به معناي آن خالق عالم را بخواند بنابراين بايد دانست كه بر سر فاتحةالكتاب لفظ اقراء نهفته است» (نگاه كنيد به كتاب حكمت‌هاي عاليه قرآن صفحه 94 صحيح‌ترين جدول ترتيب نزول براي سوره‌هاي قرآن) ايشان در بخش ديگر در اين باره چنين مي‌نويسد: «(در جدول منسوب به ابن‌نديم كه در كتاب الفهرست آمده و وي از واقدي كه مردي مشكوك بوده واز وي روايات ساختگي بسيار است نقل كرده) اين انحرافات ديده مي‌شود اولاً او روايت منسوب به امام صادق را در نظر گرفته و سوره‌ي اول (فاتحةالكتاب) را نياورده و 113 سوره براي قرآن قائل شده و حال آنكه بايد گفت در جدول امام صادق كه آن منسوب به حضرت علي هم هست ممكن است به علتي از سر آن پاك شده باشد ... و در بررسي جدول نولدكه متوجه شدم اولاً نولدكه در ترتيب سوره‌هاي مكي از جدول منسوب به امام صادق بدون هيچ دليل تقليد كرده لذا اصلاً سوره‌ي فاتحةالكتاب را به حساب نياورده و گويا خواسته است روي ايرادي كه دشمنان وحي قران براعتبار وحي بودن تمام قرآن گرفته‌اند اين طور وانمود كند بعضي سوره‌ها و آيات قرآن ساخته خود حضرت محمد (ص) است به دليل اينكه اولاً‌ در ترتيب نزول منسوب به امام صادق نيامده و ثانياً‌ ظاهر اين سوره پيدا است كه كلام الله نيست زيرا اگر كلام الله بود در آن گفته نمي‌شد اي الله تو را بندگي مي‌كنيم و فقط از تو راهنمايي‌هاي ديني كمك مي‌خواهيم مضافاً به اينكه در جدول‌هاي ترتيب نزول ديگر سوره‌ي فاتحةالكتاب برخلاف اسم مشهورش سوره‌ي اول نيست بلكه سوره‌ي پنجم، ششم و يا مفقوده است درصورتي كه تمام اين ايرادها را من رد كرده‌ام و گفته‌ام از اسم اين سوره پيداست كه سوره‌هاي قرآن به سوره‌ي فاتحه شروع شده و چون اين سوره كامل به پنج آيه‌ي اول سوره‌ي اقراء شروع شده لفظ بخوان براي سوره‌ي فاتحه از جانب الله براي پيغمبر نهفته است يعني خالق عالم به محمدي كه نمي‌دانست چگونه اسماء صفاتيه پروردگار خود را بگويد از طريق وحي گفت بگو تمام سوره فاتحةالكتاب وحي شده را و حتي اگر فرد بي غرض و حق جويي در مطالب جامع هدايتي سوره‌ي فاتحه دقت نمايد حس مي‌كند آنرا جز الله از هيچ بشري نمي‌تواند از خود بسازد زيرا آن خلاصه‌ي تمام قرآن است (نگاه كنيد همان كتاب صفحات 96 و 97) ايشان در كتاب ديگر خود (تاريخ دقيق اسلام و مذاهبش) در اين باره چنين مي‌نويسد: « ... برطبق آيات اول سوره‌ي دخان و سوره‌ي قدر و آيات اول سوره‌ي نجم حضرت محمد (ص) در شبي از شب‌هاي ماه رمضان هنگامي كه مي‌خواست براي خوابيدن به بسترش برود ناگهان مي‌بيند كه ستاره‌اي درخشان از ناحيه‌ي بسيار بالاي آسمان به سرعت بسوي او افتاد و به فاصله‌ي كمتر از دو كمان با او قرار گرفت و حضرت محمد از آن فشار شديدي در خود احساس كرد و مانند صداي يك انسان از آن ستاره شنيد كه مي‌گويد بخوان بنام پروردگارت كه بيافريده انسان را از علقي پروردگار خود را از آنروي بخوان كه نسبت به بشرها كرامتش بيشتر است زيرا بوسيله قلم تعليم داد و علاوه برطريق علم چيزهاي ديگري را كه انسان نمي‌دانست به او تعليم داد از طريق وحي ... محمد (ص) پس از شنيدن آن كلمات در ذهن خود آورد من كه سواد ندارم و از همه چيز بي خبرم چگونه و با چه عبارتي به صورت تشكر و افتخار نام پروردگارم را بخوانم كه از خود آن ستاره شنيد فقط بنام الله كه هم داراي رحمت عام به تمام جهانيان است و هم رحمتي خاص به دوستانش دارد (بسم الله الرحمن الرحيم) آن مدح و ثنا مخصوص الله بايد بوسيله بشرها فقط براي الله گفته شود نه براي ديگران زيرا صاحب اختيار و پرورش دهنده‌ي جهانيان فقط اوست (الحمدلله رب العالمين) و آن رحمان و آن رحيم فقط اوست (الرحمن الرّحيم) ... پس از تمام شدن مطالب بالا كه عبارت بود از پنج آيه اول از سوره‌ي علق و تمام سوره‌ي الحمد، محمد (ص) حس كرد كه آن ستاره با سرعت از پيش او بالا رفت و در آسمان همانجا كه پيدا شده بود ناپديد گرديد و خودش از فشار سختي كه در خودش احساس مي‌كرد راحت شد او با خستگي زياد و فكري مضطرب در حالي كه تعجب تمام وجودش را فرا گرفته بود و نمي‌دانست كه اين چه حالتي بود كه در او پيدا شد و چگونه فقط او را مورد چنين آموزش‌هاي عالي قرار گرفته و نتيجه اين حادثه چه مي‌شود از خستگي بسيار هرچه زودتر خوابيد بدون آنكه چيزي از اين موضوع با همسرش خديجه بگويد ... هنگام سفيده‌ي صبح در پس آن شب محمد (ص) دوباره عامل وحي كننده ديشب را در حالي كه خوابيده بود مشاهده مي‌كند به او مي‌گويد: اي كسي كه خود را پوشانده و خفته‌اي برخيز و به اعلام خطر كردن مردم بپرداز و بايد ابتدا از خودت شروع كني و هميشه بزرگي‌هاي پروردگارت را ياد كن و پوشش‌هاي مختلف خود را پاكيزه‌دار و از هرگناه و كار پليد بخصوص بندگي غيرالله دوري كن و بر مردم منت مگذار كه كاري را كه كرده‌اي بسيار شماري و براي پروردگارت در كارهاي خوب صبور و شجاع باش زيرا هنگامي كه آن چيز پرصدا را با ضربه‌اي سهمگين به صدا درآورند (اشاره به قدرتي است كه از آن كره زمين ما با صداي بس مهيبي متلاشي مي‌شود و توضيح كاملش در آيه آخر سوره‌ي زمر است آن زمان كه زماني بس سخت بر كفران كنندگان راهنمايي‌هاي الله است، آسان نخواهد بود. در مطالب بالا كه ده آيه‌‌ي اول سوره‌ي مدثر را تشكيل مي‌دهد هفت دستور عالي مستدل است كه جمعاً ابلاغيه رسالت پيغمبراسلام مي‌باشد كه با دوازده آيه‌‌اي كه قبلاً نازل شده بود (پنج آيه‌‌ي اول سوره‌ي علق و تمام سوره‌ي الحمد) اصول مكتب عالي اسلام گنجانده شده است و از مجموع آنها حضرت محمد (ص) فهميد پيغمبري از سوي الله است و بايد هرچه زودتر برود و اينها را در ميان جمع مردم مكه بخواند و همه‌ي آنان را به آن دعوت كند و بگويد با ديدن چنين وضعي و حوادثي پيغمبر الله شده است (نگاه كنيد تاريخ دقيق اسلام و مذاهبش با توجه دقيق به آيات قرآن مجيد صفحات 5 تا 7)

توجه به يك نكته مهم! آنچه از شواهد موجود بدست مي‌آيد كه سوره‌ي الحمد (فاتحةالكتاب) اولين سوره‌ي كاملي است كه بر پيغمبر اسلام (ص) نازل شده است اين است كه پيامبر اسلام و تمام كساني كه به نبوت ايشان ايمان آورده بودند از همان اول روز پس از شبي كه به آن حضرت وحي شد برپا داشتن نماز بود تا الله را از آنچه او را وصف غيرسزاوار مي‌كردند منزه اعلام دارند و سند اين ادله آيه‌‌ي 3 سوره‌ي مدثر است كه در آن به پيامبر (ص) صريحاً دستور داده شده تا نام پروردگارش را به بزرگي ياد كند و لذا مي‌بينيم از همان صبح، پيامبر و ايمان آورندگان اوليه او آيات سوره‌ي الحمد را پس از گفتن الله اكبر مي‌خواندند.

يك سوأل و پاسخ! ممكن است برخي بگويند: سوره‌ي فاتحةالكتاب پس از اينكه قرآن جمع آوري و تدوين شد بعنوان مفتاح قرآن در نظر گرفته شده و از آن به بعد به فاتحةالكتاب معروف شد و لزوماً به معناي اولين سوره‌ي قرآن نيست كه قرآن با آن آغاز شده است. پاسخ اين گفته در خود قرآن، سوره‌ي حجر آيه‌‌ي 87 به اين شكل آمده است: به يقين ما كه خالق آسمان‌ها و زمين و پروردگار تو براي پيغمبري هستيم به تو يك سوره‌ي هفت آيه‌‌اي كه جزئي است از آن مجموعه‌ي پرپيچ و خم‌دار داده‌ايم و آن قرآن عظيم را (منظور از پيچ و خم دار كه معناي واژه المثاني است آن است كه قرآن براي افراد غيردقيق كه بدون توجه به قواعد زبان عرب و فهم قرآن در صدد تفسير آيات آن برآيند مانند پيچ و خم‌هايي است كه مفسرين آن از فهم صحيح و معناي درست آن محروم خواهند ماند و دچار سقوطها و لغزش‌هاي معنايي خواهند شد كه نتيجه‌ي آن گمراهي‌هاي مختلف است و براي اطلاع بيشتر به مقالات قبلي كه در آن اصول و قواعد صحيح دستيابي به تفسير قرآن مجيد آمده مراجعه گردد)

اين سوره‌ي هفت آيه‌اي كدام است؟

اين قرآن كوچك در مقابل قرآن عظيم سوره‌ي حمد يا فاتحةالكتاب است كه چون خلاصه فشرده‌اي از تمام قرآن است پآيه‌‌ي اصلي هدايت‌هاي مسلمين مي‌باشد و با توجه به آيه‌‌ي 3 سوره‌ي مدثر مقرر شد تا با تبديل آيه‌‌ي اول آن يعني بسم الله الرحمن الرحيم به الله اكبر توسط پيامبر اكبرم (ص) در هر ركعت از نمازهاي پنجگانه خوانده شود و معناي آن دقيقاً مورد توجه قرار گيرد كه حاوي تعهدنامه خواننده آن در پيشگاه الله است و قرآن كوچك بودن آن در آيه‌‌ي 78 از سوره‌ي اسراء به اين شكل تذكر داده شده: «أَقِمِ الصَّلاَةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلَى غَسَقِ اللَّيْلِ وَ قُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كَانَ مَشْهُودًا» ترجمه‌: آن نماز مقرر شده از زمان دلوك شمس (دلوك يعني زماني كه مي‌بينيم خورشيد به كناره آسمان مالش مي‌يابد و اين مالش خورشيد به آسمان حالتي است كه همه‌ي ما پيش از غروب آفتاب شاهد آن هستيم كه در اين زمان آسمان در محل اين ماليدن خورشيد به آن قرمز رنگ است و آيه‌‌ي اشاره به نماز قبل از تاريكي آفتاب و اشاره به نماز مغرب است كه تفسير روشني است بر آيه‌‌ي 114 سوره‌ي هود كه با عبارت در دو طرف روز نماز بخوان بيان شده كه يك طرف آن بين الطلوعين يعني نماز صبح است و طرف ديگرش بين الغروبين مي‌باشد) ادامه آيه‌‌ي.... تا تاريكي كامل شب برپادار و نيز قرآن فجر را بخوان و بدان كه قرآن فجر مورد شهادت براي نمازهاي ديگر است. در اين آيه‌ صراحتاً نماز فجر كه نماز صبح باشد به «قُرْآنَ الْفَجْرِ» معرفي شده تا تأكيد گردد كه قرآن كوچك كه سوره‌ي حمد باشد ركن اساسي و اصلي تعاليم و تربيت‌هاي اسلامي است كه هر مسلماني بايد آن را در هر ركعت از ركعات نمازهايش بخواند و جمله‌ي معروف «لا صلاة الاّ به فاتحةالكتاب» پيامبراسلام نيز از همين روست. بر همين اساس نيز اين سوره‌ي مفتاح و كليد تربيت‌هاي ديني اسلام و قرآن مجيد است و پس از نزول در شب بعثت پيامبراسلام با عنوان فاتحةالكتاب در صدر و شروع قرآن قرار گرفت و اول سوره‌اي بود (برخلاف سوره‌هاي علق و مدثر و مزمل) كه تماماً و يكپارچه بر پيامبر اسلام (ص) نازل شد. و بنابراين نه سوره‌ي نازل شده (روي تاريخ و ترتيب آيات نازل شده) پنجم يا ششم (طبق جداول جابربن زيد يا موير) و نه سوره‌ي سي و دوم و چهل و هشتم طبق جداول مرحوم بازرگان و نولدكه است بلكه اول سوره‌اي است كه بر پيغمبراسلام نازل شده است.

وضعيت سوره‌ي رعد: مرحوم بازرگان سوره‌ي رعد را كه از مضمون آن پيداست سوره‌اي است مكي و بايد در سالهاي هفتم يا هشتم بعثت نازل شده باشد، مدني و آن را روي ترتيب نزول سوره‌ي 104 معرفي كرده است (ترتيب آن در جدول شادروان دكتر صادق تقوي 77 است) حال آنكه حوادث سال 4 يا پنجم بعد از هجرت كه در آن سالها مسلمانان و مدينه به شدت در خطر برخي توطئه‌ها مانند لشگركشي‌هاي مكيان به مدينه و ديگر نبردهاي ميان مسلمانان و يهوديان و يا كفار و قبايل مخالف بود با متن و موضوعات سوره‌ي رعد به هيچ وجه تطابق ندارد. ايشان سوره‌ي نساء را قبل از آن و سوره‌ي نور را بعد از سوره‌ي رعد در جدول خود آورده‌اند كه مطالب اين دو سوره هيچگونه ارتباط معنايي با سوره‌ي مابعد و ماقبل خود يعني رعد ندارد!

وضعيت سوره‌ي حج: مرحوم بازرگان سوره‌ي حج را در جدول ترتيب نزول خود سوره‌ي 99 به حساب آورده و اين در حالي است كه آيات سوره‌ي حج قطعاً درباره جنگي است كه پيشامد آن پيروزي بزرگي را براي مسلمانان در بردارد و بطور قطع اين پيروزي بايد پس از جنگ بدر باشد و آن قطعاً تصرف مكه است شادروان دكتر صادق تقوي بدرستي در اين باره چنين مي‌نويسد: «... قبلاً در اين صفحه پس از اين تيتر (عنوان هجرت ابوبكر با پيغمبراسلام) مطالبي درباره‌ي سوره‌ي حج و نزول آن قبل از هجرت ابوبكر و يا بعد از آن در زمان نزول سوره‌ي بقره نوشته بودم كه در هنگام نوشتن كتاب رد بر آيات شيطاني و كتاب 23 سال (علي دشتي) متوجه شدم آن مطالب اشتباه بوده و سوره‌ي حج سوره‌ي 90 يا 92 به ترتيب نزول نيست بلكه جدول منسوب به امام جعفر صادق و دو جدول ديگر (يعني ابن‌نديم و جدول ابراهيم بن عمر بقايي كه ما آن را در جدول مقايسه‌اي ترتيب زماني نزول سوره‌ها بر مبناي برخي تفاسير و نظريات صاحب نظران اسلامي در رديف اول تحت عنوان مصحف الازهر آورده‌ايم) كه اين سوره را سوره‌ي 103 شمرده‌اند و براي بعد از جنگ بني المصطلق و جنگ احزاب نسبتاً صحيح است و حق اين است كه نزول چهار سوره‌ي حج، صف، حديد و تغابن را به ترتيب سوره‌هاي 105، 106، 107 و 108 بدانيم زيرا هر چهار سوره‌ي فوق مطالبشان براي آماده كردن مسلمين جهت پيشامد صلح حديبيه و فتح مكه بوده پس از اينكه مسلمين مورد حمله و جنگ بني المصطلق و احزاب قرار گرفتند چنانكه برخي مسلمانان سست ايمان به پيروزي قطعي پيشگويي شده از طرف الله براي مسلمين (فتح مكه) شك كرده بودند (آيه‌‌ي 11 تا 16 و آيه‌‌ي 39 تا 43 از سوره‌ي حج) علت اشتباه من يكي سخن بعضي مورخان بود كه آيه‌‌ي 40 سوره‌ي حج را به غلط اولين آيه‌ براي آماده كردن مسلمين به جنگ با كافران معرفي كرده بودند و حال آنكه در اين آيه‌ فعل يُقاتَلون، به فتح تاء مي‌باشد نه كسر تاء، دوم شباهت آيات سوره‌ي حج با آيات سوره‌ي بقره بود كه بعداً من متوجه شدم اين شباهت روي مشابه بودن موقعيت زماني نزول سوره‌ي بقره و سوره‌ي حج بود كه در هردو اراده‌ي الله براي آماده كردن مسلمانان براي جنگي بود كه در پيش داشتند و در سوره‌ي بقره براي پيروزي معجزه‌آساي مسلمين در جنگ بدر و در سوره‌ي حج براي صلح حديبيه و فتح مكه بود. به هرحال تحقيقات اخير من چنين نتيجه داده كه در ترتيب نزول سوره‌ها علاوه بر وضع سوره‌ي حج و سه سوره‌ي صف، حديد و تغابن، سوره‌ي تحريم را هم بايد سوره‌ي صدم حساب كرد زيرا مقايسه‌ي مطالب آن با مطالب سوره‌ي نور و احزاب مي‌رساند بايد قبل از اين دو سوره‌ي نازل شده باشد.» (نگاه كنيد به كتاب تاريخ دقيق اسلام و مذاهبش صفحه‌ي 62)

وضعيت سوره‌ي ق: در جدول ترتيب نزول مرحوم بازرگان سوره‌ي ق (قاف) در جايگاه 58 قرار گرفته است يعني بعد از سوره‌ي ص و پيش از سوره‌ي يس و حال آنكه مطالبي كه در آن است هيچ تناسبي با دو سوره‌ي ماقبل و مابعدش ندارد و خصوصاً آياتي كه در آن در رابطه با نماز صبح و عصر و شب مطالبي آمده با توجه به روند مطالب سوره‌هاي پيشين نشان دهنده‌ي اين است كه چون در سوره‌ي دهر (يعني سوره‌ي انسان) آيات 24 و 25 و 26 مطالبي است مشابه آيات 38 و 39 از سوره‌ي قاف (ق) با اين فرق كه در آيات سوره‌ي دهر وقت نماز بطور دقيق تعيين نگرديده بود ولي در آيات مذكور سوره‌ي ق وقت نماز صبح پيش از طلوع آفتاب و نماز پيش از غروب آفتاب كه به غلط نماز عصر لقب گرفته قبل از غروب تعيين شده است و بعداً در سوره‌هاي ديگر طلوع فجر براي ابتداي وقت نماز صبح تعيين گرديد. با توجه به جدول مرحوم بازرگان متوجه مي‌شويم كه سوره‌ي ص كه در اين جدول قبل از سوره‌ي ق است مطالبش بسيار نزديك به سوره‌هاي قمر كه ترتيب آن قبل از سوره‌ي ص است (در جدول شادروان دكتر صادق تقوي) و  اعراف كه بعد از آن است مي‌باشد. (قمر 39/ ص40/ اعراف 41) و حال اينكه در جدول مرحوم بازرگان با رديف 57 و قبل از سوره‌ي ق است و از نظر معنا ميان اين دو سوره (ق و ص) نيز (ق و يس) وجود ندارد.

وضعيت سوره‌ي طور: اما يكي از ترتيب نزول‌هاي تعجب‌آور در جدول مرحوم بازرگان كه بعد از ترتيب اشتباه فاتحةالكتاب ايشان بسيار تأمل برانگيز است سوره‌ي طور است كه در جايگاه نزولي 4 جدول ايشان قرار گرفته و حال آنكه آيه‌‌ي 44 اين سوره‌ي از عذاب ابرهاي متراكم خفه كننده‌اي سخن مي‌گويد كه بصورت عذاب بر مردم كفر پيشه مكه آمده بود و اين مربوط به سال‌هاي ششم و يا هفتم بعثت پيامبر است نه روزهاي اول بعثت ايشان (به تاريخ اسلام شادروان دكتر صادق تقوي و تفسير سوره‌ي طور مراجعه شود نيز تاريخ تحليلي اسلام كه در آينده در تاريخ نبوت پيامبراسلام در اين مقالات و بررسي‌ها خواهد آمد) و مطالب اين سوره با حوادث سال اول و يا سالهاي دوم و سوم هماهنگي ندارد چه رسد به روزهاي اول مبعث پيغمبر!

وضعيت سوره‌ي تغابن: سوره‌ي تغابن كه در جدول مرحوم بازرگان در موقعيت 76 قرار گرفته است بطور قطع در مدينه و سال ششم (يا اوايل هفتم) هجرت نازل گرديده و متن آيات آن درباره‌ي ضرورت كمك‌هاي مالي مؤمنان و مسلمانان در راه خداست (آيات آخر اين سوره) و بايد آن را مقدمات جنگ‌هاي سرنوشت سازي دانست كه به آينده‌ي حكومت پيامبر بستگي خواهد داشت و بطور قطع نمي‌تواند در سالهاي هفتم يا ششم بعثت و حوادث مكه باشد) اين سوره در جدول مرحوم بازرگان هفتاد و ششم و در جدول شادروان دكتر صادق تقوي مدني و سوره‌ي 108 مي‌باشد.

وضعيت سوره‌ي مطففين: سوره‌ي مطففين در جدول مرحوم بازرگان در ومقعيت شماره‌ي 45 و مكي است و حال آنكه در مدينه نازل شده و در جدول ترتيب نزول شادروان دكتر صادق تقوي 90 مي‌باشد اين آيات كه مخاطبين آن بيشتر تجار و كسبه يهودي و غيريهودي كم فروش است همان كساني مي‌باشند كه مطابق آياتي از سوره‌ي جمعه مؤمنان را استهزاء و مورد تحقير قرار مي‌دادند (سوره‌ي جمعه سوره‌ي 91 و پس از مطففين مي‌باشد كه بر پيامبر نازل گرديد و عجيب است با اينكه رابطه‌ي مفهومي بسيار نزديكي ميان اين دو سوره‌ است و همچنين مرحوم بازرگان نيز اين سوره را با فاصله‌ي كمي جزو سوره‌هاي مدني مي‌داند (سوره‌ي 96) لكن سوره‌ي مطففين را مكي آورده است!

وضعيت سوره‌ي‌هاي مسد، قلم و مزمل: سوره‌هاي ديگري كه حقيقتاً جايگاه تنزيلي‌شان در جدول مرحوم مهندس بازرگان سؤال برانگيز است سوره‌ي‌هاي مسد، قلم و مزمل مي‌باشد كه در جدول ايشان مسد 35، قلم 49 و مزمل 52 است (در جدول ترتيب نزول شادروان دكتر صادق تقوي مسد 6، قلم 3 و مزمل سوره‌ي 4 نازل شده بر پيامبر اسلام و همگي مربوط به روزهاي اول بعثت است) درباره‌ي اين سه سوره شادروان دكترصادق تقوي مطالب مبسوطي در تاريخ اسلام و تفسير و ترجمه قرآن خويش آورده است كه ما بخش‌هايي از آن را مي‌آوريم:

عكس العمل تبليغات پيغمبراسلام در ميان بزرگان مكه و مردم آن: در سوره‌ي سوم قرآن (سوره‌ي قلم ) كه بر پيغمبر اسلام نازل شده كاملاً عكس‌العمل تبليغات پيغمبراسلام معلوم مي‌گردد. اين سوره‌ كه بعد از سوره‌ي حمد و سوره‌ي علق نازل شده و مي‌رساند مردم مكه و بزرگان ايشان محمد را بواسطه‌ي اينكه مي‌گويد من پيغمبرالله هستم ديوانه مي‌خواندند و از اين اهانت سخت ناراحت شده بود و خالق عالم به او مي‌گويد صبر نمايد و ناراحت نشود و بداند كه در آينده كارش به جايي مي‌رسد كه هم مخالفين فعلي او بگويند خودشان ديوانه بوده‌اند كه با راه عالي و صحيح او مخالفت كرده‌اند و هم تاريخ بشريت از آثار پيغمبري او اعلام خواهد نمود كه راه او راهي است بسيار عالي و بزرگ. با كمال تعجب در ضمن مطالب بالا كه برحضرت محمد (ص) وحي شده مي‌بينيم مطالبي هست كه باعث مي‌شود اگر مردم تا قبل از نزول اين سوره بدون دليل مي‌گفتند او ديوانه شده از ديدن اين مطلب عجيب بگويند به همين دليل او واقعاً‌ ديوانه است، اين مطلب عجيب عبارتي است كه بر سر اين سوره آمده است: ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ (يعني نون، به قلم و آنچه مخالفان تو درباره‌ات خواهند نوشت سوگند كه تو به نعمت پروردگارت ديوانه نيستي بلكه بر تربيت‌هاي بس بزرگي هستي) مطلب بالا كه بعداً براي تربيت شدگان راه اسلام معلوم گرديد با ظاهر عجيبش داراي آموزشي است بس عالي در آن زمان كه مي‌ديدند حتي محمد (ص) درباره‌ي اول آن آيه‌‌ي مي‌گويد نمي‌دانم مقصود از نون چيست از يك طرف مخالفان پيغمبراسلام را خوشحال كرد تا بيشتر و جدي‌تر شهرت دهند محمد ديوانه شده و ازطرفي ديگر پيغمبراسلام و يكي دو مؤمن ديگر اوليه او را ناراحت‌تر نمود كه چرا بايد از جانب الله به نفع مخالفان اين مطالب به ظاهر موهوم گفته شود؟ ولي بعداً از طريق وحي در سوره‌ي مدثر معلوم گرديد وجود برخي مطالب در قران كه به نظر مردم گفتن آنها ضرورتي ندارد آزمايشي مي‌باشد براي مردم تا آنكس كه حقجوي و راه راست رونده است يقين كند اينها روي مصلحتي است كه بر مردم در ابتدا پوشيده است و حتماً ازجانب الله نازل شده و قبول اين نوع مصلحت‌ها دليل دورانديشي و كنجكاوي و كمال اطاعت مؤمنان نسبت به خالق عالم است و ما امروزه روي راهنمايي آنچه در اول سوره‌ي آل‌عمران مي‌باشد فهميده‌ايم كه لفظ نون و قاف و ياسين و الم و غيره كه بر سر بيست و نه سوره‌ي قرآن است الفاظي هستند رمز مانند كه متشابهات قرآن معرفي شده‌اند و معنا و مقصود از آنها را كسي جز الله نمي‌داند و حتي پيغمبراسلام نيز نمي‌دانسته و وجودشان در قرآن براي اين است كه پيشوايان مذهبي واقعي كه ندانسته روي خيال چيزي را نمي‌گويند شناخته شوند زيرا خيالبافان اين الفاظ رمز مانند را روي خيال تفسير مي‌كنند و به همين دليل انتشار مي‌دهند كه ساير آيات را هم مي‌توان روي خيال معنا و تفسير كرد ولي محققين حقيقي كه راسخون در قرآن باشند تا چيزي را با دليل محكم و قطعي نفهمند مردم را بدان راهنمايي نمي‌كنند و لذا معناي اين الفاظ رمز مانند را مي‌گويند نمي‌دانيم! و آيات ديگر قرآن را با تفسيري محكم و قانوني تفسير مي‌كنند و همچنين فهميده‌ايم كه سوگندهاي قرآن براي شهادت است و استدلال و اگر در اين سوره‌ي به قلم و نوشته‌ي مخالفان سوگند خورده شده مقصود اين است كه قلم و نوشته‌هاي آنان كه مدت‌ها خواهد ماند در آينده شهادت خواهند داد كه پيغام‌هاي نازل شده بر محمد (ص) بسي عالي بوده و اينكه بعضي‌ها روي ناداني و غرضي محمد را ديوانه مي‌گفتند خودشان ديوانه بودند و نه محمد (ص) ... يك عكس‌العمل بزرگ ديگر از متن سوره‌ي قلم فهميده مي‌شود كه قبل از نزول اين سوره عده‌اي از بزرگان مكه كه رياست طلب بودند حس كردند كه مي‌توانند با فريب دادن پيغمبراسلام او را وسيله بيشتر كردن نفوذ خود قرار دهند و لذا با چنين نقشه‌اي نزد پيغمبراسلام آمده‌اند و با چاپلوسي بسيار به او گفته‌اند حاضرند بوسيله مال و فرزند و طرفداراني كه دارند از او اطاعت كنند و در راه او فداكاري نمايند و همه چيزخود را در اختيار او گذارند به شرطي كه او بي سياستي نكند و با مخالفت شديد نسبت به عقايد موهوم اكثريت مردم آنان را عليه خود برنيانگيزاند بلكه به مانند تمام سياستمداراني كه توانستند در مردم نفوذ نمايند با عقايد آنان بطور موقت هم كه شده بسازد وقتي به قدرت رسيد مي‌تواند با تهديد و تطميع عقايد آنان را عوض كند چون اين نصايح به ظاهر درست و منطقي مي‌نمود در پيغمبراسلام اثر كرد و از متن آيات اين سوره پيداست كه مايل بود با پيشنهاد آنان موافقت نمايد كه اين سوره‌ي از جانب الله نازل مي‌شود و پيغمبراسلام را سخت از قبول آن برحذر مي‌دارد و آنان را بي رحم و فريبكار و بي ايمان و دنياخواه معرفي مي‌نمايد و به محمد مي‌گويد تو چون پيغمبر الله هستي بايد جز از دستور الله پيروي نكني و به آينده‌اي درخشان مطمئن باش و مبادا مانند يونس پيغمبر از سختي‌هاي پيغمبري ناراحت شوي و بي حوصلگي نشان دهي كه سخت دچار عذاب از جانب الله خواهي شد (آيه‌‌ي 51 از سوره‌ي حج نيز اشاره به تمايل پيغمبر اسلام (ص) و جلوگيري آن توسط الله با نزول سوره‌ي قلم است).

دستور بيدار ماندن تا نصف شب براي دقت در آيات قرآني: در چهارمين سوره‌اي كه بر پيغمبراسلام از جانب پروردگار عالم نازل گرديد يعني سوره‌ي مزمل معلوم شده است كه حضرت محمد (ص) در روزها مجبور بوده است براي تبليغ دين الله به هر طرف برود و به هركس رسيد سخن بگويد و قطعي است كه در اين راه اهانت‌ها و اذيت‌ها و تهديدهايي مي‌ديد بطوري كه چون به خانه برمي‌گشت و مي‌خواست شب را بخوابد، خوابش نمي‌برد و افكاري كه در حوادث روز در او پيدا مي‌شد نمي‌گذاشت به راحتي بخوابد لذا در شبي كه او خود را در پوشش خواب پوشانده بود و خوابش نمي‌برد سوره‌ي مزمل بر او نازل شد و به او چنين گفته شد: اي كسي كه خود را در پوشش خواب پوشانده‌اي تا بخوابي از اين پس شبها را برخيز جز كمي از شب را و اين كم نصف شب باشد و يا از نصف كمي هم كمتر يا مقداري از نصف بيشتر و در اين زمان كه بيدار مي‌ماني قرآن را با دقتي هرچه بيشتر بخوان زيرا در آينده سخنان بس سنگيني بر تو القاء خواهيم كرد و به يقين ابتداي شب خود را آماده كردن براي فهم قرآن مناسبتر است زيرا در روز براي تو حركت‌هاي طولاني است و هميشه نام پروردگارت را بياد آور و به طرز شايسته‌اي خود را از ديگران بسوي او متوجه گردان كه پروردگار مشرق و مغرب اوست و جز او صاحب اختياري نيست پس فقط به او توكل كن و برگفتار نارواي مردم صبور باش و هميشه به طرز خوبي از ايشان كناره بگير و آن انكار كنندگان حقيقت را كه صاحب نعمت نيز مي‌باشند به من واگذار و اندك زماني به ايشان مهلت ده تا در موقعش دچار انواع عذاب‌ها شوند از متن آيه‌‌ي طولاني كه در آخر سوره است و از هماهنگ نبودن قافيه اين آيه‌‌ي با آيات ديگر اين سوره‌ي پيداست كه در ابتدا اين آيه‌ جزو اين سوره‌ي نبوده بلكه اين يك آيه‌‌ي در زماني نزديك به هجرت پيغمبراسلام از مكه به مدينه نازل شده (بعضي گويند ده سال بعد از نزول سوره‌ي مزمل) از خود مطالب اين سوره‌ي پيداست بعد از نزول اين سوره اكثر مؤمنان اوليه نيز با پيغمبراسلام در بيدار ماندن شركت مي‌كردند و يك جلسه‌ي شبانه و مشورتي در اطراف فهم آيات قرآني داشتند و اجراي اين دستور باعث شد كه اولاً‌ توجهشان از حوادث روز دور شود و آن حوادث باعث بي خوابي آنان نشود و ثانياً پس از تمام شدن بحث و دقت‌هاي شبانه‌ي ديني زودتر به خوابي سنگين فرو روند (نگاه كنيد حكمت‌هاي عاليه قرآن صفحات 10 تا 13).

 

از مجموع آنچه گفته شد مي‌توان فهميد جدول تنظيم شده از ترتيب زماني نزول سوره‌ي‌هاي قران توسط زنده‌ياد مرحوم مهندس بازرگان با آنچه كه از مفاهيم آيات سوره‌ي‌هاي قرآن بدست مي‌آيد مغايرت دارد و اين جدول در بسياري موارد حتي نزديك به جداول نادرست از نظر جايگاه برخي سوره‌ي‌ها و چيدمان آنها نيست.

يك پرسش و پاسخ! شايد گروهي از خوانندگان به ذهنشان برسد چرا ما در بررسي جداول تنظيمي موجود از ترتيب نزول سوره‌ي‌هاي قرآن مجيد تنها به بررسي نقادانه جدول تنظيمي مرحوم مهندس بازرگان پرداخته‌ايم اما جداول ديگر را به اين صورت مورد نقد يا بررسي قرار نداده‌ايم؟ و آيا نظر خاصي در ميان بوده است؟! در پاسخ بايد گفت: چند دليل ما را بر اين كار واداشته است اول اينكه ديگر جداول، پيشتر توسط شادروان دكتر صادق تقوي مورد بررسي موشكافانه و نقد قرار گرفته است كه مي‌توان در آثار آن شادروان (تاريخ اسلام و مذاهبش/ حكمت‌هاي عاليه قرآن و كتاب قرآن كشتي نجات بشريت ملاحظه) نمود. دوم آنكه جديدترين تنظيمي كه از ترتيب سوره‌هاي قرآن ارائه گرديده و در سالهاي اخير بصورت قابل دسترس منتشر گرديده همين تاريخ و يا سير تحول قرآن مرحوم بازرگان است و مطمئن هستيم در صورتي كه شادروان دكتر صادق تقوي در قيد حيات بود ايشان همان كاري را كه ما انجام داده‌ايم عمل مي‌كرد. سوم آنكه خوشبختانه تغيير و رويكردي جديد است كه كمتر از يك دهه مي‌باشد در ميان علاقمندان و پژوهندگان قرآني و برخي صاحب نظران مسلمان و گروهي از علماي مذهبي اسلامي مشاهده مي‌گردد و آن رواج اين نكته است كه در فهم بهتر قرآن ترتيب نزول سوره‌ي‌ها از نظر چگونگي تنزيل زمان آن مفيد و حتي ضروري است. اين باور صحيح كه به تدريج در حال گسترش ميان علاقمندان به مباحث اسلامي و قرآني است حتي در ميان برخي رهبران و علماي مذهبي به زبان آورده شده و بطور قطع با توجه به وعده‌ي پروردگار جهانيان كه اعلام فرموده در هزاره‌ي آخرالزمان حقايق قرآني و ديني تدريجاً توسط هدايت يافتگان به هدايتها و تربيت‌هاي قرآني ارائه خواهد شد بي‌ارتباط نيست و البته زحمات و كوشش‌هاي افرادي نظير نويسنده‌ي فقيد مرحوم دكتر محمود راميار كه در كتاب تاريخ قرآن خود به صورت مبسوط و مفصل در اين باره آمده است نيز فعالان مباحث ديني نظير مرحوم مهندس بازرگان و ديگران، اين ضرورت را دربردارد كه بيشتر به چنين مباحثي پرداخته شود چنانكه در وبلاگ منشور نور نويسندگان به آن اهتمام ويژه‌اي دارند. چهارم آنكه مرحوم مهندس مهدي بازرگان از معدود انديشمندان اسلامي معاصر مي‌باشد كه تنها به اين باور كه فهم آيات قرآن مجيد منوط به تشخيص جايگاه نزولي سوره‌ي‌ها و آيات قرآن از نظر تاريخي است[1] دست به اقدام عملي زده و اگرچه از نظر نويسندگان وبلاگ منشور نور جدول تنظيمي ايشان در بسياري از موارد با واقعيت ترتيب نزولي سوره‌ي‌هاي قرآن مطابقت نداشته و ندارد لكن اقدام عملي مشاراليه از چند جهت واجد اهميت است: نخست اينكه فهم آيات قرآن و تفسير آن نيازمند دانستن ترتيب نزول آيات و سوره‌ي‌هاي قرآن است. دوم، پايه‌‌ي كار ايشان با تشخيص اين است كه روايات مربوط به جايگاه ترتيب نزول اعتماد كاملي بر آنها نيست. سوم، شرح جزئيات مفصلاً و به صورت كامل و شفاف و روشن در بدست آوردن و تنظيم جدول[2] ترتيب فوق. چهارم، بررسي جداول موجود با نظري كنجكاوانه و پنجم عدم تأكيد و اصرار و پافشاري بر اينكه جدول تنظيمي‌شان همان جدول ترتيب نزول حقيقي قرآن است.

اين عمل مرحوم بازرگان بطور قطع برخاسته از باور عميق ايشان بر آن است كه هدف پيامبران و نبوت آنان در تهذيب و اصلاح مردمان همانا آخرت گفته شده در تمامي اديان الهي است. با توجه به موارد گفته شده نويسنده‌ي اين سطور لازم دانست در ادامه‌ي بررسي‌هاي قرآن پژوهانه نسبت به نقد منصفانه جدول ترتيب نزول آيات و سوره‌ي‌هاي قرآن مجيد زنده ياد مرحوم بازرگان بپردازد. در بررسي نظريات مرحوم بازرگان در تنظيم جدولي كه در آن ترتيب نزول سوره‌ي‌هاي قرآن و تقدم و تأخر آيات وحي شده بر پيامبر اسلام (ص) همانگونه كه وقوع يافت گفتيم نمي‌توان از تغيير لحن و لفظ قرآن (آيات سوره‌ي‌ها) به آن شكلي كه مرحوم بازرگان و يا نولدكه و بلاشر و ديگران گفته‌اند به ترتيبي مطمئن و قابل اعتماد و صحيحي دست يافت و براي اثبات اين مطلب سوره‌ي‌هايي از قرآن را كه در جدول پيشنهادي ايشان آمده بود مورد بررسي قرار داديم. از سويي گفتيم صرف روايات همانطور كه مرحوم بازرگان نيز بدان اعتقاد داشت و اعلام كرده بود حقيقتاً قابل اعتماد نيست حال بايد ديد در تنظيم فهرست زماني نزول سوره‌ي‌هاي قرآن مجيد چه چيز را مبنا بايد گرفت؟ و آيا اين مبنا مورد تأييد خود قرآن مجيد نيز هست؟ در پاسخ بايد گفت بلي و خوشبختانه شاخص‌هايي وجود دارد كه مي‌توان بصورت مباني اين امر مورد تأييد آيات قرآن باشد. از آنجايي كه تنظيم فهرست يا جدولي از ترتيب نزول آيات و سوره‌ي‌هاي قرآن را مي‌توان مقدمه‌اي لازم و ضروري بر تفسير قرآن دانست (قاعده‌ي نهم بدست آوردن معنا و تفسير صحيح آيات قرآني) لذا شادروان دكتر صادق تقوي در چهارده قاعده‌ي پيشنهادي خود براي ارائه‌ي ترجمه و تفسير صحيحي از آيات قرآن كه بتواند تمام اختلافات فرقه‌هاي اسلام را برطرف سازد مواردي را اشاره نمود كه توجه به آن مي‌تواند به عنوان يكي از شاخص‌هايي دانست كه در تنظيم فهرست يا جدول زماني نزول سوره‌ي‌هاي قرآن مباني و مبناي آن باشد.

شاخص اول كه همان قاعده‌ي 2 و 3 ايشان است: توجه به ارتباط معنايي و لفظي آيات يك سوره‌ و اين به آن معناست كه با توجه به وزن و آهنگ‌هاي قافيه‌ي آيات مي‌توان فهميد كه آيا تمام آيات اين سوره‌ پشت سرهم نازل شده و يا در فاصله زمان‌هاي مختلف، مثلاً ‌در سوره‌ي اقراء (علق) با توجه به قافيه‌ي آيات در دو زمان نازل شده نيز سوره‌ي‌هاي مدثر و مزمل نيز بقره و نساء. البته اين شاخص فقط براي آيات داخل يك سوره‌ي كاربرد دارد و به تنهايي تقدم يا تأخر چند سوره‌ي را نشان نمي‌دهد.

شاخص دوم تاريخ حوادث زمان پيغمبر اسلام (ص) است كه بيشتر در سوره‌‌هاي مدني وضوح و شفافيت كامل دارد مثلاً اينكه سوره‌ي احزاب كه مسلم است بعد از جنگ احزاب و درباره‌ي جنگ احزاب و نيز سركوبي قبيله‌هايي از يهوديان خيانتكار و پيمان شكن است نازل شده و بايد بعد از نزول سوره‌هاي نساء كه بعد از جنگ احد نازل شده باشد و درباره يتيم داري مربوط به يتيمان جنگ احد است.

شاخص سوم وجود برخي اطلاعات مقدماتي و يا پايداري در برخي سوره‌هاست كه مي‌توان آنها را به گونه‌اي مطالب پيش نياز براي تعدادي از آياتي دانست كه در سوره‌هايي از قرآن آمده است مانند آيه‌‌ي 114 از سوره‌ي هود كه درباره تعيين وقت نمازي است كه در آيه‌‌ي 78 سوره‌ي اسراء آمده بود و نشان مي‌دهد سوره‌ي هود بعد از سوره‌ي اسراء نازل شده است (سوره‌ي اسراء سوره‌ي 53 و هود 55 است).

شاخص چهارم برخي مطالب در داستان پيامبران است كه در سوره‌ي‌هاي مختلف به صورت پراكنده آمده است مانند داستان موسي و فرعون كه در سوره‌هايي از قرآن وجود دارد و نوع داستان گويي الله تعالي در اين سوره‌ي‌ها به گونه‌اي است كه با كمي دقت مي‌توان تقدم و تأخر آنها را بازشناخت چنانكه درباره‌ي مطالب آيات قبل از آيه‌‌ي 57 سوره‌ي طه و خود اين آيه‌ توضيحاتي اضافي در آيات 34 تا 39 سوره‌ي شعرا و آيه‌‌ي 38 به بعد سوره‌ي قصص ديده مي‌شود كه نشان مي‌دهد ترتيب آنها چگونه است (سوره‌ي طه سوره‌ي 48 و شعرا سوره‌ي 50 و قصص سوره‌ي 52 به ترتيب نزول مي‌باشند).

شاخص پنجم آيه‌‌ي 25 از سوره‌ي دهر (انسان) كه درباره نمازي است كه به پيامبر اسلام (ص) دستور داده شده و در آيات 39 و 40 از سوره‌ي ق بصورت واضح و روشن‌تر تأكيد شده است كه نشان دهنده‌ي تقدم سوره‌ي دهر بر سوره‌ي ق است (دهر 35 و ق 36 به ترتيب نزول مي‌باشند).

شاخص ششم مطالب سوره‌ي ضحي است كه نشان مي‌دهد پيش از سوره‌ي انشراح مي‌باشد و آن درباره‌ي زمان قطع موقتي قرآن (وحي آيات) بر پيامبراسلام بعد از سوره‌ي فجر است.

از مجموع آنچه گفته شد مي‌توان فهميد مبنايي كه بايد براي تنظيم فهرست يا جدول ترتيب نزول آيات و سوره‌هاي قرآن مجيد درنظر گرفت توجه به مضمون آنهاست كه ارتباط موضوعي‌شان را بر ما مشخص مي‌نمايد. شادروان دكتر صادق تقوي در اين باره چنين مي‌نويسد:

«چگونه ترتيب فوق را بدست آوردم؟ در تاريخ‌هاي نوشته شده براي قرآن و كتابهاي مختلف مذهبي فرقه‌هاي مختلف اسلامي رواياتي مي‌باشد كه سوره‌هاي قرآن به چه ترتيبي نازل شده در ميان ترتيب‌هاي نقل شده از قول ابن عباس و ترتيبي از قول امام جعفر صادق و ترتيبي است كه در بالاي قرآنهاي چاپ مصر مي‌باشد كه در اكثر قرآن‌هاي كشف الآيات‌دار ذكر شده كه چه سوره‌اي بعد از كدام سوره نازل شده و ترتيب‌هاي ديگري است كه غيراز اينهاست و ما آن ترتيب‌ها را اول بار در كتاب كشتي نجات بشريت چاپ و منتشر كرديم بعد از آن با توجه به تاريخ‌هاي مسلم صدر اسلام كه در قرآن نيز از آنها ياد شده و نيز تطبيق آنها با ترتيب مذكور و بعد از چندين بار تجديد نظر متوجه شدم ترتيب منسوب به امام جعفر صادق وترتيب نزول ذكر شده در بالاي سوره‌هاي قرآن در برخي قرآن‌ها از ترتيب‌هاي ديگر به حقيقت نزديك ترند اما هيچ يك صد در صد صحيح نيستند به اين دلايل: دليل ترجيح ترتيب نزول منسوب به امام جعفر صادق  در ترتيب بالاي سوره‌ها كه نوشته شده فلان سوره پس از فلان سوره نازل شده و در جداولي كه از روي آن تهيه كرده‌اند و جزو بعضي قرآنها منتشر كرده‌اند سوره‌ي الحمد سوره‌ي پنجم در نظر گرفته شده بعد از سوره‌ي مدثر و قبل از سوره‌ي ابي لهب و حال آنكه از اسم فاتحةالكتاب و همچنين دلايل ديگري كه ما در ابتداي اين كتاب نوشته‌ايم و از اينكه اين سوره‌ در متن سوره‌ي حجر خلاصه‌ي قرآن و يك قرآن كوچك به مانند ده فرمان تورات معرفي شده پيداست كه اين سوره‌ي بايد اول سوره‌ي كاملي باشد كه در همان شب اول بعثت حضرت محمد (ص) بعد از پنج آيه‌‌ي اول سوره‌ي علق نازل شده و اين كه در ترتيب نزول سوره‌ي‌هاي منسوب به امام جعفر صادق اين سوره‌ از قلم افتاده است بواسطه‌ي اين بوده كه اول بوده و افتاده. دليل دوم ترجيح جدول منسوب به امام جعفر صادق اين است كه در جدول فوق سوره‌ي مائده سوره‌ي آخر معرفي شده و در جدول ديگر سوره‌ي توبه و سوره‌ي مائده قبل از سوره‌ي توبه گذاشته شده كه صد در صد خلاف مطالب سوره‌ي توبه و سوره‌ي مائده است چون سوره‌ي توبه معلوم است بعد از جنگ تبوك و قبل از فتح مكه نازل شده و نمي‌تواند بعد از سوره‌ي مائده باشد و آخرين سوره‌ي قبل از سوره‌ي نصر نيست زيرا معلوم است سوره‌ي نصر بعد از فتح مكه و در مورد فتح مكه نازل شده و نبايد آخر سوره‌ي قرآن باشد. دليل اندك انحراف در ترتيب نزول سوره‌ي‌هاي منسوب به امام جعفر صادق: دليل وجود انحراف در اين جدول آن است كه اولاً سوره‌ي نصر كه مربوط به فتح مكه است و يا اقلاً مربوط به صلح حديبيه، در قبل از سوره‌ي نور گذاشته شده كه مدتها پيش از فتح حديبيه نازل شده كه آن را مفسرين بعد از جنگ بني‌المصطلق گفته‌اند بدليل مطالب مربوط به اِفك كه در آن است. ثانياً در سوره‌ي جن كه سوره‌اي است نازل شده در مكه مطالبي از قول چند جن كه مي‌رساند قبل از سوره‌ي جن بعضي از آنان مورد تبليغ مطالبي از قرآن قرار گرفته‌اند و مناسب‌ترين مطالب براي جن‌ها در سوره‌ي الرحمن است كه مي‌رساند اين سوره‌ي بايستي پيش از نزول سوره‌ي جن نازل شده باشد و چون در ترتيب نزول سوره‌ي‌هاي قرآن كه مربوط به عبدالله بن عباس مي‌باشد سوره‌ي الرحمن سوره‌ي سيزدهم شمرده شده ما نيز آن را سوره‌ي سيزدهم به حساب آورديم و مي‌رساند كه روي اشتباهي بوده كه اين سوره‌ي در جدول منسوب به امام صادق و ديگران سوره‌اي مدني شمرده شود و سوره‌ي 96 آمده باشد. ثالثاً چون در آيه‌‌ي 68 از سوره‌ي انفال در مذمت اسير گرفتن جنگي از طرف پيغمبر اسلام (ص) و مؤمنان مطيع او آمده كه: «اگر از قبل خالق عالم روي مصلحتي بطور موقت مقرر نكرده بود كه مي‌توانيد اسير بگيريد شما مسلمانان را در گرفتن اسير در جنگ بدر دچار عذاب مي‌كرد» من متوجه شدم اين دستور اسير گرفتن چون منحصراً در آيه‌‌ي 4 از سوره‌ي محمد است پس بايد سوره‌ي محمد قبل از سوره‌ي انفال نازل شده باشد و حال اينكه در جدول منسوب به امام جعفر صادق و ساير جداول سوره‌ي محمد بعد از سوره‌ي انفال محسوب شده است و اين مي‌رساند كه تمام اين جدول‌ها روي سطحي نگريهايي با توجه به برخي روايات راست و دروغ و بدون تحقيق كامل ساخته شدن لذا ما جدول منسوب به امام جعفر را با اينكه از ديگر جداول به حقيقت نزديكتر است از امام صادق نمي‌دانيم و آن را منسوب به او معرفي كرده‌ايم مانند اكثر روايات منسوب به امامان و پيغمبر و اصحابش. تبصره: درست است كه من طبق نمونه‌هاي تحقيقي كه يادآوري كردم دريك يك سوره‌ي‌هاي قرآن براي جا دادن نشان در يك جدول صحيح ترتيب نزول، كوشش‌هاي همه جانبه نگرانه بسياري كرده‌ام تا جدول گذشته را بوجود آورم لكن بايد بگويم در بعضي از سوره‌ي‌ها كه وجودشان در عقب‌تر يا جلوتر تأثيري در معنا و تفسير و هدايت‌هاي آيات قرآني نداشته فقط از متن روايات و جدول‌هاي معتبرتر استفاده كرده‌ام و نمي‌توانم صد درصد يقين نمايم كه جاهاي آنها درست است الا اينكه يقين دارم جدول تهيه شده توسط من از جدول‌هاي ديگر به حقيقت نزديكتر است... اصول مطالب قرآن و اسلام اصول و مطالب قران و اسلام تقريباً‌ در هريك از سوره‌هاي قرآن جز چند سوره‌ي كوچك مانند كوثر و ابي لهب تكرار شده است در يك سوره‌ي فشرده‌تر و در سوره‌اي ديگر مفصل‌تر و همانطور كه قبلاً ‌هم گفتيم اين اصول به طور فشرده در سوره‌ي‌الحمد هست تا تمام مسلمانان اقلاً‌ اين سوره‌ را كه در نماز خود بايد هر روز چند بار تكرار كنند مورد توجه قرار دهند و به معناي آن دقيق و كامل و مطلع شوند و در كارهاي خود آن را در نظر بگيرند و آن مطالب سه اصل است: اصل اول موضوعات مربوط به شناخت خالق عالم و ايمان به او و شناخت صفات مخصوصه او و شناختن حدود شرك و توحيد و اينكه او به دو طريق عمل مي‌كند يكي روي قوانين طبيعي كه از قدرت رحمانيت او سرچشمه مي‌گيرد و ديگري روي دلخواه خصوصي كه حتي مي‌تواند خلاف قوانين طبيعي و ظاهري عمل كند كه آن از قدرت رحيميت‌اش مي‌باشد (در اصطلاح قرآن و تمامي اديان الهي دست راست او رحمانيت و دست چپ الله رحيميت اوست) اصل دوم موضوع آخرت است كه در آن معلوم مي‌شود انسان چگونه مي‌ميرد و چگونه روح او از بدنش جدا شده پس از مرگ به نسبت عقايد و اعمال دنيايي خود چه مسيري و وضعي را خواهد داشت تا دوباره از زمين ديگري كه بهشت و دوزخ در آنجاست و وسعت بخش بهشت به اندازه‌ي وسعت مجموع هفت سياره ماه‌دار و آسمانشان در منظومه شمسي است، در بدن و كالبدي متناسب با آنجا رانده مي‌شود و نتيجه كارهاي دنيايي خويش را در حكومتي وسيع و در مدتي بس طولاني بصورت يك فرد پركار يا در زحمت و سختي و يا خوشي و پرآسايش خواهد ديد. اصل سوم مربوط به شناخت راه خوشبختي و بدبختي انسانهاست در اين قسمت است كه اصول تربيت هاي دقيق اسلام از حيث عقايد و اعمال گوشزد شده و عاليترين نحوه‌ي تربيت‌هاي اجتماعي در قرآن بيان شده است و بايد دانست كه تمام مطالبي كه در هريك از سه موضوع و اصل گفته شده در قرآن بطور مستدل و قابل قبول خردمندان و دانشمندان حقيقي در تمام زمان‌ها و مكان‌ها تشريح شده اما طرز بيان آن مطالب در قرآن طوري نيست كه هركس عربي قرآن را بتواند بخواند مي‌تواند تمام آن را بفهمد بلكه چنان پيچ و خم‌هايي در متن قرآن هست كه جز اشخاص بي غرض و حقيقت‌خواه قواعد و ميزان‌هايي ارائه شده كه تا كسي به آنها اطلاع پيدا نكند به حقايق قرآن و اسلام بصورت كامل پي نخواهد برد و من در اينجا دو راهنمايي و ميزان از راهنمايي‌هاي مهم قرآن را گوشزد مي‌كنم يكي تذكري است در اول سوره‌ي حج كه مردم در آنجا از حيث رفتن به دنبال حق و حقايق طبقه‌بندي شده‌اند و گفته شده كساني حقايق را بطور كامل خواهند فهميد كه در گفتگو و تحقيق از سه قانون حق فهمي خارج نشوند اول خلاف بديهيات نگويند و نشنوند؛ دوم جز روي دليل و منطق صحيح صد در صد يقيني چيزي را نپذيرند و سوم ازكتاب و نوشته‌اي پيروي كنند كه يقين داشته باشند در آن جز مطالب ثابت شده نوشته نشده باشد و در دنبال اين توصيه گفته شده هركس ذره‌اي از اين سه راه منحرف شود در دنيا رسوا و پست بوده و در آخرت دچار عذاب مي‌گردد. تذكر مهم دوم در اول سوره‌ي جمعه است كه در آن گفته شده پيغمبر اسلام (ص) با اينكه بيسواد بود از جانب الله مأمور شد حتي بيسوادان را به فضل عظيم الله راهنمايي كند و اين فضل عظيم به شرطي نصيب كسي مي‌شود كه اول مقداري از آيات قرآني را بشنود و خوب بفهمد و دوم برطبق آن چه فهميده افكار خود را تصفيه و تزكيه كند و سوم علاقه نشان دهد كه مي‌خواهد به تمام مطالب قرآن آشنا شود. چهارم به حكمت و فلسفه مطالب قرآن اطلاع يابد و در مقابل اينگونه مردم كه ممكن است بيسواد هم باشند بسياري از باسوادان معروف به علماي ديني هستند كه چون علاقه‌ي باطني به فهم و هدايت به كتاب الله را ندارند و فقط اطلاعات ديني‌شان را براي ظاهرسازي و فريب مردم مي‌خواهند آنطور كه شايسته است نمي‌توانند به حقايق كتاب الله پي ببرند لذا به جاي رسيدن به فضل الله در آخرت دچار سخت ترين عذاب‌هاي الله خواهند شد و متأسفانه بايد گفت اكثر علماي مذهبي فعلي دنياي اسلام جزو همين دسته‌ي گفته شده‌اند هر چند كتابهايي مشهور در موضوعات ديني نوشته و منتشر كرده باشند و يا اكثريتي از مردم آنان را دانشمند و ديندار بشناسند (نگاه كنيد صفحات 14، 15، 16و 17 تاريخ دقيق اسلام و مذاهبش با توجه دقيق به قرآن مجيد ايشان در توضيح قاعده‌ي چهارم از قواعد چهارده‌گانه بدست آوردن معنا و تفسير صحيح آيات قرآن در خصوص پيچ و خم دار بودن آيات قرآن (مثاني بودن قرآن) مي‌نويسد: از آنجايي كه خالق عالم مطالب هدايتي عاليه قرآن را براي مسابقه اطاعتي انسانهاي مختلف به طرز معجزه‌آسايي خاص تنظيم فرموده تا افراد به نسبت لياقت و علاقه‌اي كه دارند نمره‌ي اطاعت براي مقام شغلي خود و تشكيلات زندگي آخرتي بدست آورند قرآن مجيد را كتابي پيچ و خم دار كرده مانند پيچ و خم‌هاي جاده‌هاي كوهستاني تا معلوم شود چه كسي سطحي بين و راحت طلب و دنياخواه‌تر، لذا در آيه‌‌ي 87 سوره‌ي حجر و آيه‌‌ي 23 سوره‌ي زمر مجموعه‌ي قرآن كه قرآن عظيم باشد به لغت مثاني معرفي شده كه اكثر مفسرين و مترجمان قرآن اين معنا را روي سطحي بيني نخواسته‌اند متوجه شوند با اينكه اگر در كتاب لغت عرب مانند المنجد توجه بيشتري مي‌كردند مي‌فهميندند مثاني جمع مثني مي‌باشد به معناي پيچ جاده‌ي كوهستاني و يا هر زانو بازوي حيوان است كه جمع آن پيچ و خم‌هاست و اين مثني كه جمعش مثاني است با مثني ديگر كه جمع است و به معناي دو دو مي‌باشد فرق دارد و اينكه سبع من المثاني را سبع المثاني دانسته‌اند و آن را اشاره به سوره‌ي فاتحةالكتاب تصور كرده‌اند كه در آن الرحمن الرحيم دوبار تكرار شده داراي چندين اشتباه است و تمام اين اشتباهات روي اين بوده كه تصور مي‌كردند پيچ و خم‌دار بودن آيات قرآني نقص و عيبي است براي قرآن و حال آنكه آن كمالي است براي يك كتاب هدايتي كه براي مسابقه‌اي هدايتي تنظيم شده تا آنهايي كه از اين پيچ و خم آيات قرآن نمي‌خواهند خبردار شوند از نظر هدايتي به دره‌ي سطحي بيني سقوط كرده هم چنان كه تمامي مترجمان و مفسرين سطحي بيني كه تأييد كنندگان تفاسيرمختلف گوي در قرآن هستند سقوط كرده مي‌باشند. (نگاه كنيد حكمت‌هاي عاليه قرآن صفحه 88 و 89) ايشان در آخرين اصلاحاتي كه خودش در جدول تنظيمي خويش انجام داده چنين مي‌نويسد: اشتباهي كه من در مورد ترتيب نزول چهار سوره‌ي حج، حديد، صف و تغابن كرده بودم با اينكه سوره‌ي حج در دو جدول اول و دوم كه به حقيقت نزديكترند جدول منسوب به امام جعفر صادق و جدول ابراهيم بن عمربقايي و حتي در جدول ابن نديم سوره‌ي 103 به شمار آمده و بايد روي مطالب آن بعد از سوره‌ي احزاب و جنگ احزاب نازل شده باشد و در سه جدول فوق نيز در ميان سوره‌‌ي احزاب و سوره‌ي فتح قرار دارد و اين سوره‌ و سوره‌ي حديد و صف و تغابن مقدمه چيني مي‌باشد براي فتح حديبيه كه جريان آن در سوره‌ي فتح است من روي مطالب ناروايي كه مورخان اسلامي و بعضي مفسران قرآن روي رواياتي گفته‌اند كه آيه‌‌ي 40 از سوره‌ي حج اولين آيه‌‌اي است كه در آن لزوم جنگ با كافران قبل از سريه‌ها و غزوات اسلامي از جانب الله توصيه شده اين چهار سوره‌ي را روي تصورات ديگري كه اشتباه بود به ترتيب سوره‌ي 90، 104، 98 و 94 به حساب آوردم تا اينكه در اثر تحقيق و توجه بيشتري كه اخيراً ‌انجام دادم متوجه شدم اين چهار سوره به ترتيب سوره‌ي‌هاي 105، 106، 107 و 108 مي‌باشند زيرا سخن اشتباه اندازان فوق به شرطي صحيح مي‌شود كه در آيه‌‌ي 40 سوره‌ي حج گفته مي‌شد أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ (بكسر تاء) در صورتي كه عبارت قرآن مي‌گويد به كساني كه مورد جنگ ديگران قرار گرفته‌اند اجازه داده مي‌شود برعليه كافران بپا كننده‌ي جنگ تصميم به جنگ بگيرند و اين اشاره به بعداز جنگ احزاب است كه كافران مكه هم جنگ احزاب را به مسلمين تحميل كردند و هم دو جنگ قبل يعني جنگهاي احد و بدر را، لذا مسلمين بواسطه‌ي آيه‌‌ي 40 سوره‌ي حج تصميم به مسلح شدن و رفتن به سوي حديبيه شدند كه معجزه‌آسا خالق عالم خواست با حركت جنگي بسوي حديبيه مقدمه فتح مكه بدون خونريزي فراهم گردد و مطالب ديگر سوره‌ي حج و مطالب سه سوره‌ي حديد و صف و تغابن نيز در اين زمينه است.» (نگاه كنيد همان كتاب صفحه 97)

يك تغيير و جابه‌جايي در جدول ترتيب نزول سوره‌ي‌هاي شادروان دكتر صادق تقوي  (مبنا قرار دادن و توجه و دقت به مضامين آيات قرآن براي تنظيم فهرست زماني نزول سوره‌ي‌هاي قران در واپسين سال زندگي شادروان دكتر صادق تقوي توسط يكي ديگر از قرآن پژوهان و اسلام شناسان معاصر كه از دوستان و هم فكران آن مرحوم بود منجر به تغيير در جايگاه چند سوره‌ي از سوره‌ي‌هاي قرآن مجيد در چيدمان جدول ترتيبي بود كه دكتر صادق تقوي ايجاد كرده بود. اين تغيير كه در پايان كتاب ترجمه و تفسير شادروان دكتر صادق تقوي بصورت يك نامه و پيشنهاد به ايشان و پاسخ مشاراليه براي اطلاع علاقمندان و خوانندگان آمده به شرح ذيل مي‌باشد:

«بسم الله الرحمن الرحيم، دانشمند محترم جناب آقاي دكتر صادق تقوي، ضمن عرض سلام و تحيّت خالصانه به عرض آن استاد معظم مي‌رساند در جدول ترتيب نزول سوره‌ي‌هاي قرآن كريم در مورد سوره‌ي‌هاي مدني، جنابعالي در تمام آثار خود دو سوره‌ي منافقون و نور را قبل از سوره‌ي احزاب قرار داده‌ايد با توجه به اينكه در كليه‌ي جداول سوره‌هاي مذكور بعد ازسوره‌ي احزاب مي‌باشند و شما نيز هيچگونه دليلي براي اين تغيير ذكر ننموده‌ايد اينجانب مسأله را مورد دقت و مطالعه قرار دادم كه نتيجه آن را به شرح زير به آگاهي آن استاد گرامي مي‌رسانم.

چون دو سوره‌ي منافقون و نور هر دو بعد از غزوه‌ي بني‌المصطلق نازل شده‌اند بنابراين تغيير شما موجب شد كه طبق روايتي كه مورخين از قول واقدي نقل كرده‌اند غزوه مزبور را در شعبان سال پنجم هجري و حدوداً ‌دو ماه قبل از جنگ احزاب بدانيد كه در اين صورت اشكالات زير وارد است: اولاً ‌اكثريت قريب به اتفاق مورخين و مفسرين قرآن كريم غزوه‌ي بني‌المصطلق را بعد از جنگ احزاب و در شعبان سال ششم هجري مي‌دانند. ثانياً همانطور كه جنابعالي مانند ساير مورخين شرح داده‌ايد كه پيغمبراكرم (ص) از طريق جاسوسان خود خبردار گرديد حارث بن ابي ضرار رئيس قوم بني المصطلق به تحريك قبايل پرداخته‌ و قصد حمله به مسلمانان را دارد اين موضوع نشان مي‌دهد كه مسلمين در آن موقع داراي يك شبكه‌ي اطلاعاتي بوده‌اند و چون بزرگترين خطري كه مسلمانان را تهديد مي‌نمود از ناحيه‌ي كفار مكه بوده در همين زمان سران قوم بني النظير به مكه رفته و با سران مكه مشغول توطئه چيني و نقشه كشي براي حمله به مسلمانان در مدينه بودند بعيد به نظر مي‌رسد كه پيغمبر اسلام در اين زمان از توطئه‌ي فوق بي‌اطلاع بوده باشد و در چنين شرايطي حساس به جنگ با قوم بني‌المصطلق بشتابد و مدتي قريب به يكماه بعد از اتمام جنگ فوق گرفتار آثار و عواقب آن جنگ از قبيل اعمال منافقان در طول جنگ و داستان معروف افك باشد كه منجر به نزول دو سوره‌ي فوق منافقون و نور گرديد (همچنانكه پيغمبر اسلام (ص) در اثر اطلاعات واصله از حركت احزاب به سوي مدينه جنگجويان مسلمان را بسيج و به خارج مدينه حركت داد و به ايجاد شبكه دفاعي و حفر خندق وادار نمود كه مدتي طول كشيد) ضمناً در صورت صحت روايت فوق بعيد است كه سران يهودي قوم بني‌النظير بويژه رهبر هوشمند آن حي‌بن‌اخطب كه سعي داشتند تمام مخالفين اسلام را متحد سازند از مخالفت و فعاليت‌هاي قوم بني‌المصطلق كاملاً بي‌اطلاع بوده و در جلب موافقت آنها براي اتحاد برعليه مسلمين كوشش‌ها ننموده باشد. ثالثاً‌ پس از اينكه در اثر معجزه‌ي الله احزاب از محاصره‌ي مدينه دست برداشته و كفار مكه مراجعت كردند پيغمبر اكرم (ص) تصميم گرفت ابتدا قوم بني قريظه را كه برخلاف تعهدات خود عمل نموده و با مكيان متحد شدند سركوب نمايد و سپس بتدريج و در حدود توانايي نظامي مسلمين ساير كانون‌هاي خطر را كه در اطراف مدينه و بين مكه و مدينه بودند از ميان بردارد كه يكي از آنها قوم بني‌المصطلق بود كه پس از آگاهي پيغمبراسلام (ص) از توطئه‌ي آنها در شعبان سال ششم هجرت مدتها بعد از جنگ احزاب بسوي آن قوم لشكركشي نمود. رابعاً روايت فوق جنگ بني‌المصطلق در شعبان سال پنجم هجري فقط از قول واقدي نقل گرديده كه چون آن روايت با اتفاق نظر روايات مربوط به جداول ترتيب نزول سوره‌هاي قرآن كريم مخالف است فاقد ارزش و اعتبار مي‌باشد مضافاً به اينكه يكي از جداول مربوط به ابن‌نديم است كه آن را در كتاب الفهرست از قول واقدي نقل نموده و با اينكه جدول مزبور داراي نقاط ضعف بسياري است ولي در اين موارد از ساير جداول تبعيت نموده است. خامساً ‌در آيات 29 و 30 سوره‌ي مباركه نور هم چنين آيات 57 الي 59 همان سوره‌ كليه دستورات لازم براي چگونه لباس پوشيدن در خارج از خانه و رفتار مناسب و عفيفانه با مردان غريبه به زنان مسلمان از طرف الله داده شده و حتي در آيه‌‌ي 59 زنان سالخورده و بازنشسته را از اجزاء بعضي دستورات داده شده معاف مي‌فرمايد توضيحات مفصل سوره‌ي نور در اين مورد مي‌رساند كه الله آنچه را براي بانوان مسلمان رعايت آن لازم بوده در اين سطور بطور كامل نازل فرموده و چيزي را فروگذار نكرده و آيه‌‌ي 59 سوره‌ي احزاب (يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاء الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِن جَلَابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَن يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا) به هيچ وجه تكميل كننده آيات سوره‌ي نور نمي‌باشد بلكه چون سوره‌ي احزاب قبل از سوره‌ي نور نازل گرديده آيه‌ي مزبور نظري گذرا و محمل به موضوع فوق داشته و مفصل و كامل را در آيات سوره‌ي نورنازل فرموده است. سادساً در آيه‌‌ي 53 سوره‌ي احزاب به مؤمنين توصيه شده كه بدون اذن و دعوت قبلي به خانه پيغمبر داخل نشوند و در صورت دعوت نيز پس از صرف غذا بلافاصله منزل را ترك گويند و با پرگويي و سخنان متفرقه مزاحم پيغمبر و خانواده‌اش نشوند از اين دستور كه ظاهراً درباره‌ي شخص پيامبر و خانواده‌اش نازل شده هر مسلمان دقيقي به خوبي مي‌فهميد كه از نظر اخلاق و رفتار صحيح اجتماعي اين دستور را بايد در مورد ساير برادران ديني نيز رعايت نمود ولي از آنجا كه برخي مسلمانان غير دقيق و سطحي بين چنين استنباطي نداشتند اين دستور صحيح اخلاقي و اجتماعي را در مورد ساير برادران ديني رعايت نمي‌كردند لذا الله تعالي در آيه‌‌ي 26 سوره‌ي نور خطاب به اينگونه مسلمانان دستور فرمود كه بدون اجازه حق ورود به خانه‌هايي غيرخانه‌هاي خود را ندارند و در صورت اجازه نيز چنانچه صاحب خانه به عللي از پذيرفتن انها عذر خواست بدون ناراحتي مراجعت نمايند. مقايسه اين دو آيه‌‌ي نيز مي‌رساند كه سوره‌ي احزاب قبل از سوره‌ي نور نازل شده است بنابراين اصلاح جدول ترتيب نزول به نحوي كه سوره‌ي‌هاي منافقون و نور (همچنين سوره‌ي مباركه‌ي مجادله كه قبلاً‌ تغيير محل آن را قبول فرموديد) بعد از سوره‌ي احزاب قرار گيرند ضروري است زيرا با دلايل تقديمي فوق كاملآً مسلم است كه جنگ بني‌المصطلق در شعبان سال ششم هجري و چند ماه بعد از تهاجم احزاب واقع گرديده است.  والسلام عليكم و رحمت الله و بركاته، شاگرد كوچك شما سهراب بيات

جوابيه شادروان دكتر صادق تقوي كه در ذيل همان نامه به شرح ذيل آمده است: برادر اسلامي جناب آقاي بيات، از تحقيقات و تتبعات شما در موضوعات قرآني متشكرم و خوشحالي مي‌كنم و شما را به اينگونه تحقيقات ترغيب و تشويق مي‌نمايم و چون من ديگر توانايي تحقيق مجدد ندارم و فرق زيادي هم در قبل و بعد بودن دو سوره‌ي نور و منافقون نسبت به جنگ احزاب و سوره‌ي احزاب نمي‌بينم با نظر شما موافقم. بنده‌ي الله دكتر صادق تقوي»

بدين ترتيب و با توجه به پذيرش شادروان دكتر صادق تقوي نسبت به دلايل ارائه شده جايگاه سوره‌هاي احزاب كه در جدول ترتيبي 104 به موقعيت 101/منافقون از ترتيب 101 به 102/ نور از جايگاه 102 به ترتيب 103 و مجادله از موقعيت 103 جدول به 104 تغيير يافتند. (به جدول ترتيب نزول شادروان دكتر صادق تقوي مراجعه شود)

سخن پاياني: از آنچه تاكنون درباره‌ي دستيابي و لزوم دست يافتن به ترتيب تاريخي سوره‌هاي قرآن مجيد براي فهم بهتر آيات قرآن گفته شد مي‌فهميم براي تنظيم فهرست زماني نزول سوره‌هاي قرآن لزوماً توجه و دقت در مضامين آيات، روايات صحيح، نظم قافيه‌هاي آيات يك سوره، رويدادهاي تاريخي صد در صد اثبات شده و استفاده مشورتي از نظرات صاحب نظران در جاهاي لازم مي‌تواند مبناي خطاناپذيري در اين خصوص باشد گرنه دچار همان خطاهايي خواهيم شد كه مفسرين و مورخين گذشته شده‌اند و اميدواريم اين بررسي‌ها همانگونه كه شادروان دكتر صادق تقوي نيز در آثار خويش پيشنهاد كرده بود مقدمه‌اي باشد براي تشكيل شورا و كنگره‌اي مشورتي از محققان و اسلام‌شناسان و قرآن‌پژوهاني حق جو و بي غرض از تمامي مسلمانان تا برپايه‌‌ي چهارشرط تقواي اسلامي كه در آيات 70 و 71 از سوره‌ي احزاب يادآوري شده است بتوان حقايق كاملتر از آخرين پيغام خالق عالم بر جهانيان كه منبع خير محض و بركات عالي بر پذيرندگان آن است بدست آيد.

توجه :

خوانندگان محترم توجه فرمایند که هر گونه سووال یا توضیح خود را در مورد مطالب خوانده شده، در بخش نظرات مطرح و یا به آدرس صندوق پستی الکترونیکی این وبلاگ ارسال نموده تا پس از بررسی آن توسط شورای نویسندگان و در صورت رعایت اصول و موازین مطرح شده در نظامنامه‌ی پرسش و پاسخ درج شده در بند 12 آرشیو موضوعی وبلاگ و با لحاظ زمانبندی اشاره شده در نظامنامه‌ی مذکور، در صورت صلاحدید در وبلاگ مطرح و یا به صورت خصوصی در اسرع وقت پاسخ آن به آدرس صندوق پستی الکترونیکی شما ارسال شود.

 با تشکر – شورای نویسندگان


 


1- مرحوم بازرگان در اين خصوص چنين مي‌گويد: رفقايي كه از زندان قصر از تفسير آقاي طالقاني استفاده مي‌كردند چون آقاي طالقاني در زندان قصر مانده بودند (و خود ايشان و دكتر سحابي و چندتن از هم‌بندان‌شان به زندان برازجان تبعيد شدند) از من خواهش كردند كه همان تفسير را به عنوان بحث در دستور داشته باشيم من هم سوره‌ي عنكبوت را عنوان كردم براي اينكه مي‌خواستم بحث نه از اول قرآن و نه از آخر آن باشد. دو ثلث از سوره‌ي عنكبوت راجع به (قوم) عاد و ثمود صحبت شده است، آيا بلايي كه به سرشان آمده بود يك جور بوده است يا نه؟ ما به دنبال اين مسأله رفتيم و چون در موارد مختلف گاهي با آياتي كوتاه و گاه با آيات بلند از اقوام گذشته صحبت شده بود براي فهم بهتر بحث رديف كردن اين آيات پيش آمد و اينكه كدام در زمان، مقدم و كدام مأخر است؟ خلاصه آخرش به اينجا رسيديم كه اگر تاريخ نزول آيات را بدانيم تفسير قرآن و تشخيص مطالب براي ما خيلي روشن مي‌شود (نگاه كنيد سير تحول قرآن جلد اول صفحه‌ي 12)

2- در اين باره در صفحه 12 كتاب سير تحول قرآن جلد اول به نقل از مصاحبه مهندس بازرگان در تاريخ 6/3/1359 در مجله زن و روز آمده است: ... قرآني كه من داشتم يكي از قرآن‌هاي چاپ كتاب فروشي علميه بود آن قرآن جدولي داشت ( كه بعدها من فهميدم از كجا آمده است) سال نزول سوره‌ها را معين كرده بود ما چون در زندان بوديم و فرصت اينگونه مطالعات زياد بود از اين به بعد در خصوص اين مسأله كنجكاو شديم. چون يك مقوله‌ي متغير در قران طول سوره‌هاست، بالاي هر سوره تعداد كلمات و تعداد آيات نوشته شده است اگر اين دو عدد را بر هم تقسيم كنيم معلوم مي‌شود كه طول متوسط آيات سوره چقدر است. منحني آن را رسم كرديم ديديم كه اين منحني سير صعودي دارد ولي دو سه جا نامنظم است همانطور كه در مقدمه‌ي سيرتحول قرآن نوشته‌ام اين نامنظمي‌ها غيرمترقبه بود يعني آدم دلش نمي‌آمد كه در قرآن نامنظمي وجود داشته باشد وقتي مجدداً‌ دقت كرديم در آن جدول حق نيست كه آن سوره مربوط به سال مورد اشاره باشد نوع مطلب و عبارات آن سوره به سال ديگري مي‌خورد (تأكيد از نگارنده اين سطور است) اين تصحيح را كه كرديم ديديم آن منحني منظم شد يعني خيلي به طرف منظم شدن رفت، منظم شدن يعني هم از نظر طول آيات و هم منحني موضوعي كه در طول اين سنوات ترتيب خاصي دارد. فرض كنيد راجع به قيامت تعداد آيات در سالهاي اول بيشتر و در سالهاي آخر كمتر است منحني‌هاي ديگري هم با توجه به اين جدول (منظم به قرآن چاپ كتاب فروشي علميه كه اساس كار آن مرحوم بود) رسم كرديم كه آنها هم نامنظمي داشت ولي از اينكه مي‌ديديم اگر جاي اشتباه سوره‌ها (مثلاً سوره نوح) را تصحيح كنيم نامنظمي از بين مي‌رود اين باعث تشويق شد و ما متوجه شديم كه آن جدول اعتبار ندارد... چون طراح جدول فرض كرده بود كه قرآن وارونه رديف شده است و از آخر قرآن هر آنچه سوره‌هاي مكيه بود رديف كرده بود و بعد هم سوره‌هاي مدني را رديف كرده بود و اين البته بعداً براي من مشخص شد و چون آن جدول از اعتبار مي‌افتاد به فكر افتاديم راه ديگري پيدا كنيم و من همين طول متوسط را گرفتم اما همانطور كه در كتاب سير تحول قرآن نوشته شده است يك شاخص خيلي مفيد اما خام بود كه صرف طول متوسط آيات را نمي‌شود گرفت براي اينكه سوره‌ها همانطور كه در تاريخ قرآن هم هست و همه‌ي مفسرين هم قبول دارند جاي خودشان نيستند يعني تمام آيات يك سوره در يك زمان نازل نشده است بنابراين بايد آنها را گروه بندي كرد در برخي سوره‌ها گروه‌بندي تاريخي وجود دارد مثلاً‌در سوره‌ي توبه گفته شده است كه 37 آيه‌ي اول همان است كه حضرت امير (ع) رفت و براي كفار خواند ولي آيات بعدش ادامه‌ي آن موضوع نيست هم زمان نيست همچنين سوره‌هاي ديگر، خلاصه روي اين يك موضوع مطالعه و كار شد و هر قدر جلو رفتم دقت در خصوص آن بيشتر شد و به يك نتايجي رسيدم يك سري كتاب خواستم كه از تهران فرستادند يكي از اين كتابها كتاب مقدمه‌اي بر قرآن اثر بلاشر بود يكي هم كتاب تاريخ قرآن تأليف شيخ ابوعبدالله زنجاني با ترجمه‌ي آقاي ابوالقاسم سحاب در آن كتاب صحبت از فهرست‌هايي بود كه مفسرين از قول ائمه نقل كرده‌اند و من با آنها مقايسه كردم البته آن فهرست‌ها قاطعيت نداشت و آن جدول كه بلاشر داده است خود او معترف است كه يك چيز تقريبي است حالا آن چيزي كه ما از راه آمار تنظيم كرديم بيشتر اعتبار دارد و مورد تأييد جداول ديگر است... مرحوم بازرگان در پاسخ سؤال خبرنگار و يا گزارشگر مجله زن و روز كه مي‌پرسد «شما در مقدمه نوشته‌ايد كه از احتمالات رباضي استفاده كرده‌ايد مي‌خواهم بگويم كاربرد احتمالات يك مقدار ممكن است در علمي بودن تحقيق اثر بگذارد؟» پاسخ داد: خود آمار علم است امروز ثابت كرده‌اند كه هيچ چيز خارج از علم آمار نيست و همه‌ي قضاوت‌ها متكي بر آمار است پس هيچ كدام 100 درصد قطعيت ندارد منتهي عملاً وقتي ضريب احتمال يا اشتباه بالا رفت آن وقت مي‌توانند بگويند كه ديگر قابل اتكا نيست. هيچ قضاوت بشري (اعم از) سياسي، اجتماعي و ... هيچ كدام قطعيت رياضي 100 درصد آنگونه كه سابق مدعي بودند ندارند در كتاب سيرتحول قرآن هم من مكرر گفته‌ام كه صحت اينها و صحت آن جدولي كه براي سالهاي نزول آيات داده شده است (نوشته‌ام) ممكن است يكي دو سال پس و پيش باشد (نگاه كنيد صفحات 14-13 كتاب سير تحول قرآن جلد اول)

يك توضيح از نويسنده‌ي اين وبلاگ: همانگونه كه خوانندگان محترم اين مقاله در جملات بالاي مرحوم مهندس مهدي بازرگان ملاحظه نمودند ايشان بدرستي در خصوص آيات بعد از آيه‌ي 37 سوره‌ي توبه به نكته‌اي اشاره كردند كه مورد تأكيد ما نيز قرار گرفت و آن موضوع غير مرتبط بودن آيات قبل و بعد مطالب سوره‌ي توبه است زيرا آيات اول تا 37 سوره‌ي فوق كه در آن الله به پيامبرش مي‌فرمايد مشركان پيمان شكن صلح حديبيه مورد نفرت الله و رسول او مي‌باشند و اعلام بيزاري است از طرف جامعه‌ي مسلمان مدينه و حكومت پيامبر به ايشان و اينكه آنان چهار ماه مهلت دارند كه بيايند و تسليم مسلمانان شوند و گرنه بعد از پايان مهلت مقرره با اين اعلام مسلمين مجازند هر كجا اين مشركان عهدشكن را يافتند به قتل رسانند و از آيه‌ي 38 به بعد كه درباره‌ي آماده كردن مسلمانان به جنگي است كه در آينده‌ي نه چندان دور به وقوع خواهد پيوست. (جنگ تبوك) مي‌توان فهميد در تنظيم ترتيب سوره‌هاي قرآن به جهت نزول آن بر پيامبر (ص) بايد اين چنين نكاتي مورد توجه قرار گيرد يعني توجه و دقت مضامين آيات نسبت به قبل و بعد آنها و با توجه به كليدي كه الله تعالي به عنوان راهنما براي جويندگان حقيقت بي‌غرض در قرآن قرار داده و آن قافيه و سياق جملات قرآن است كه چنانكه مرحوم بازرگان نيز در اينجا بدرستي متوجه اين حقيقت شد قافيه‌ي اين آيات 37 گانه و به خصوص قافيه‌ي آيه‌ي آخر آنها به قافيه‌ي اول آيات سوره‌ي توبه كه از آيه‌ي 38 شروع مي‌شود نمي‌خورد كه اين خود معلوم مي‌دارد زمان نزول آيات 38 تا آخر سوره مدتي بعد از نزول اين 37 آيه بوده و توجه به همين نكات است كه مي‌تواند حقيقت تنزيل سوره‌هاي قرآن را برحسب زمان تاريخي‌شان مورد شهادت و تأييد قرار دهد و گرنه طول متوسط آيات به صورتي كه آن مرحوم پيشنهاد كرده‌اند نمي‌تواند مبناي درستي بر تنظيم فهرست زماني نزول سوره‌هاي قرآن باشد.