56- آيا حوادث و علايم شروع هزارهي آخر عمر زمين ديده شدهاند؟
در پاسخ بايد گفت بلي و اين علامات كه يك به يك در سورههاي مختلف قرآن به تفصيل تشريح شدهاند از بين سالهاي 1912 ميلادي با از بين رفتن حكومت منچوها در چين و سپس پيدايش حكومت كمونيستها در روسيه (1917 ميلادي) و بعد اتحاد سياسي يهود و ايجاد كشور مستقل اسرائيل (1948 ميلادي) نشان دهندهي ورود به هزارهي آخر عمر زمين ميباشيم و تنها يكي ديگر از علايم ذكر شده از قرآن مجيد هنوز روي نداده است كه به نظر ميرسد ظرف چند دههي آينده بايد شاهد آن بود و آن اتحاد مذهب عيسويان در قيامت اول يعني هزارهي كنوني طبق پيشگويي قرآن مجيد در آيهي 14 سورهي مائده ميباشد. به متن آيه توجه نماييد:
«وَمِنَ الَّذِينَ قَالُواْ إِنَّا نَصَارَى أَخَذْنَا مِيثَاقَهُمْ فَنَسُواْ حَظًّا مِّمَّا ذُكِّرُواْ بِهِ فَأَغْرَيْنَا بَيْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاء إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَسَوْفَ يُنَبِّئُهُمُ اللّهُ بِمَا كَانُواْ يَصْنَعُونَ» ترجمه: و از كساني كه گفتند ما نصارا هستيم[i] تعهد گرفتيم فقط اطاعت بندهوار از ما كنند (منظور خالق عالم است و اين تعهد كه الله تعالي از تمامي انسانها در زمان پيامبران مختلف از آدم تا خاتم تكرار و يادآوري شده در اين باره در باب هفتم از انجيل متي موجود است كه خوانندگان ميتوانند در داستان پيامبري حضرت عيسي متن آن را مطالعه نمايند) پس آنان مقداري از يادآوريهاي ما را فراموش كردند (از طريق كم و زياد كردن متن انجيل اصلي و حقيقي) و ما نيز ميان ايشان تا آن زمان قيامت (اول) دشمني و كينه افكنديم و در آينده الله ايشان را خبر خواهد داد كه چه كارهايي ميكردند (هم در آخرت روي مواجه دادن عيسي با ايشان و هم در دنيا در آخرالزمان عمرزمين توسط مهتديان به قرآن)
شادروان دكتر صادق تقوي در كتاب معجزات علمي قرآن براي دانشمندان بي غرض در باب نشانهي هجدهم و نوزدهم در تفسير آيه فوق مينويسد: «از اينكه در آيهي بالا علت اختلاف عيسويان را عدم اطاعت ايشان از دستورات دين الله قيد فرموده كاملاً پيداست كه اتحاد ايشان در آخرالزمان اتحاد مذهبي است نه سياسي در صورتي كه در آيات مربوط به اتحاد يهود در آخرالزمان (آيات 64 سورهي مائده و 167 از سورهي اعراف[ii]) اتحاد مذهبي قيد نشده بلكه سياسي است - نگاه كنيد همان كتاب صفحهي 88)
اعداد هزارهي آخرالزمان و 49 هزار سال زمان انتقال ارواح بدكاران در برزخ به زمين آخرت در كجاي قرآن ذكر شده است؟
درپاسخ بايد نخست به يك حقيقت مهم توجه گردد و آن اين است كه اصولاً عددهايي كه در قرآن بطور صريح آمدهاند همه حقيقي و واقعي ميباشند و آنهايي كه ميگويند اعداد ذكر شده در قرآن صرفاً براي كثرت است درست نيست زيرا قرآن كتابي است هدايتي و آموزنده از جانب الله و در كتاب هدايتي الله نبايد مطالبي غيرحقيقي، گماني و تقريبي گفته شود و قطعاً قرآن مجيد از اين گونه صفات ناپسند منزه است زيرا كه گوينده و صاحب آن، منزه از چنين پندارهايي است. واژهي هزار در آيات ذيل به شرح ذيل آمده است:
آيهي 47 سورهي حج: «وَيَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذَابِ وَلَن يُخْلِفَ اللَّهُ وَعْدَهُ وَإِنَّ يَوْمًا عِندَ رَبِّكَ كَأَلْفِ سَنَةٍ مِّمَّا تَعُدُّونَ» ترجمه: يعني از تو (اي پيامبر اسلام) عجولانه ديدن عذابي را ميخواهند كه بارها به ايشان وعده داده شده حال آنكه الله هرگز وعدهاي را كه داده خلاف نخواهد كرد (اين عذاب، عذابي است كه كافران در دنيا هميشه روي غضبي از الله دچار شدهاند و كفرانكنندگان مدينه و اطراف آن تا زماني كه مسلمانان در فتح مكه بر ايشان پيروز نشده بودند روي تمسخر آن را از پيغمبر اسلام زودتر ميخواستند) و بدان كه نزد پروردگارت زماني ميباشد كه اندازهاش هزار سال به سالي است كه شما ميشماريد (منظور شمارش سال قمري است كه سال اعراب مكه و مدينه بود)
آيهي 5 سورهي سجده: «يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّمَاء إِلَى الْأَرْضِ ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِّمَّا تَعُدُّونَ» ترجمه: امر ادامهي زندگي زمين را از آسمان به زمين اداره ميكند و پس از مدتي آن امر به سوي الله پله پله بالا خواهد برد در زماني كه مقدار آن هزار سال به حساب شمارهي سالهاي شماست (يعني براي زندگي زمين قوهي گردش زمين به دور خورشيد و حرارت نور خورشيد و ساير كارهاي زمين قوههايي هستند از آسمان كه زمين را تحت تأثير خود قرار ميدهند تا هزارهي آخر عمر زمين فرا برسد و در اين هزاره كم كم اثر آن قوهها از زمين كمتر ميشود تا به جايي كه زمين متلاشي شود و جذب اجرام بزرگ سماوي گردد و ارواح مردگان روي زمين پله پله به سوي جايي كه نزديك عرش الله و زمين آخرت است و آن جا طبق تعاليم تمامي اديان الهي و از جمله قرآن مكان ملاقات الله است و به ملكوت آسمانها معروف است رفته و در بدنهايي از جنس آن زمين بصورت زندههايي جديد زنده شوند.)
شادوران دكتر صادق تقوي در كتاب فرهنگ لغات مشكلهي قرآن مجيد ذيل واژهي «أَلْفَ سَنَةٍ مِّمَّا تَعُدُّونَ» مينويسد: اين عبارت يعني هزار سال قمري زيرا سال مورد شمارش مردم (مكه) وكتابهاي آسماني سال قمري بوده نه شمسي و مقصود از اين هزار سال، هزار سال آخر عمر زمين است كه حوادث اين هزار سال علامات مقدماتي متلاشي شدن زمين در آخر هزار سال فوق بوده كه خود علامت مقدماتي عذاب مرگ دوم بدكاران و در دنبال آن عذاب آخرت است و مقصود از يوم در اين آيه يعني وقت، زمان و روزگار و اين هزار سال در سورهي سجده بنام زمان پله پله بالا رفتن امر گردش زمين است كه از شروع هزارهي فوق امر گردش زمين به دور خورشيد و ساير امور زندگي طبيعي مردم زمين كه از آسمان و قدرت خورشيد بوسيلهي الله تدبير ميشود كم كم سست و سستتر ميگردد تا عاقبت تمامي اينگونه فرمانهاي طبيعي به سوي آسمان و خورشيد و عرش الله و خود الله برميگردد و اين هزارهي آخر دنيا كه برطبق تحقيقات دقيق من (دكتر تقوي) كه در كتاب معجزات علمي قرآن است از سال 1917 ميلادي شروع شده و در كتب ديني يهود و نصارا مخصوصاً باب 20 از مكاشفات يوحنا و باب 12 از كتاب دانيال نبي سابقهي ديني دارد و شرح مفصل آن را بطور مستدل من در كتاب معجزات علمي قرآن و هم كتاب اثبات علمي وجود خداي و آخرت يادآوري كردهام و اين هزارهي آخر سورهي زمر و همچنين در كتب يهود و نصارا با نام قيامت اول معروف شده (نگاه كنيد همان صفحهي 76)
آيات 1 الي 4 سورهي معارج: «سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ(1) لِّلْكَافِرينَ لَيْسَ لَهُ دَافِعٌ(2) مِّنَ اللَّهِ ذِي الْمَعَارِجِ(3) تَعْرُجُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ(4)» ترجمه و تفسير: پرسندهي (سوؤالكنندهي) از زمان رسيدن عذاب آخرت كه بر كافران حتماً واقع خواهد شد پرسيده است اين عذاب از الله است كه صاحب آن نردبانهاست آن ملكها و آن روح پله پله از آن نردبانها بالا خواهند رفت در زماني كه مقدار آن پنجاه هزار سال است پس تو با نيكوترين شكيبايي صبر نما و اگر مردم آن را بسيار دور تصور ميكنند ما آن را بسيار نزديك ميبينيم (آن ملكها عبارتند از ماه و زمين و ساير سيارات منظومهي شمسي و خورشيد كه معلوم نيست با چند پله ديگر از خورشيدها و كهكشانها به زمين آخرت ميرسند و آن روح عبارت است از قدرت جاذبهي عمومي كه پله پله از ملكهاي مذكور دست برميدارد تا به زمين آخرت برسد. براي اطلاع بيشتر به مقالهي تقسيمبندي كليهي مواد موجود در خلقت برمبناي ماهيت آنها كه پيشتر آمده است مراجعه شود)
خدواند در قرآن مجيد دربارهي قيامت اول چنين فرموده است:
آيهي 67 از سورهي زمر: «وَمَا قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ وَالْأَرْضُ جَمِيعًا قَبْضَتُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَالسَّماوَاتُ مَطْوِيَّاتٌ بِيَمِينِهِ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ» ترجمه: و مردمان آنگونه كه سزاوار است ارزش الله را در نظر نگرفتند با اينكه زمين ايشان تماماً در روز قيامت در سرپنجه و مشت قدرت الله قرار خواهد گرفت و طومار آسمانهاي (هفتگانه) آن نيز به وسيلهي دست راست الله پيچيده ميگردد (منظور از دست قدرتهايي از الله است و همانطور كه در مجموع مطالبي كه پيشتر گفتيم خالق عالم داراي دو دست و به عبارت بهتر دوگونه قدرتهايي است؛ قدرتهاي قوانين طبيعي او كه دست راست الله باشد قدرتهاي نسبتاً غيرمعمول كه استثناهاست و كنترل كنندهي قوانين طبيعي الله است و در عالم فيزيك خالق عالم نشانههايي از هر دو دست را به دانشمندان ارائه فرموده چنانكه تركيب هيدروژن و اكسيژن كه ايجاد كنندهي آب در خلقت است به دست راست الله كه در قرآن از آن به رحمانيت ناميده شده است نتيجهي عمل اين قدرت و دست الله است و دست چپ او هماني است كه ميبينيم در دماي انجماد، قانوني برخلاف معمول را در طبيعت بر آب حكمفرما نموده است يعني برخلاف قانون انجماد، فواصل مولكولي در آب يخ بسته نه تنها كمتر نميگردد بلكه بيشتر نيز شده! و در نتيجه حجم آب يخ زده بيشتر ميگردد. براي اطلاع بيشتر از هر دو دست (قدرتهاي) الله به مقالهي پيشتر - هستي شناسي نيز قدرت الله و ارادهاش در خلق كردن - مراجعه گردد) ادامهي ترجمهي آيه: چنين خالقي كه زندگي همه چيز بدست اوست از موهوماتي كه سوءاستفادهچيان مذهبي و پيروان ايشان به او نسبت ميدهند پاك است و بسي برتر از آن است كه كسي را شريك در صاحب اختياري او قرار ميدهند.
اين آيه تذكر ميدهد كرهي زمين برطبق قوانين طبيعي نهاده شده از جانب الله تعالي (پس از آفرينش تا به امروز) به گردش خود ادامه ميدهد و ايجاد زندگي در آن و اينكه انسانها بر روي آن اختياراتي دارند در هزارهي آخر عمر زمين كه زمان قيام ملل اسير برعليه زورگويان است و نيز زماني است كه دين حق يعني اسلام و مطالب آن قرآن همچنين دين حقيقي پيغمبران الهي برعليه موهومات مذهبي و خرافات و خرابكاريهاي هزاران سالهي رهبران سوءاستفادهچي مذاهب دنيا قيام خواهد نمود همچنين علوم و كشفيات دانش عليه هرگونه جهل و با روشنگريهاي خود برعموم دانشمندان و حق جويان بيغرض ثابت خواهد كرد خلقت و اجزاي آن براساس حسابگريهاي حكيمانهي سازندهاي با قدرت و با شعور و روي اراده و هدف آفريده شده است، قوانين طبيعي نهاده شده در مكانيك اين منظومه و سيارات و خورشيد آن به ارادهي الله كم كم سست شده و زمين و اجرام سماوي آن يعني سيارات منظومه شمسي گرفتار سر پنجهي قدرتي از الله تعالي شده و علاوه بر زمين ما انسانها، طومار آن سيارات و آسمانهايشان يكي از پس ديگري پيچيده و متلاشي خواهد شد تا نوبت به آسمان و زمين ما برسد و برطبق نشانههايي كه در قرآن گفته شده ما از سال 1912 ميلادي يعني كمتر از يكصد سال است وارد اين هزارهي آخر عمر زمين شدهايم و قطعاً كمتر از نهصد سال ديگر تمامي اين وقايع تحقق خواهد يافت و اين هزار سال هزارهاي است كه در قرآن، تورات، انجيل، روايات زردشتي و بودايي و ديگر اديان الهي از آن بسيار ياد شده است و از آن با نام هزاره پيشرفت علوم مشهور گرديده است و ما به تفصيل اين مطالب را در مقالات قبل (چرا دو قيامت داريم؟) و شروع قيامت اول از چه سالي است نيز پيشگوييهاي تورات وانجيل و... آوردهايم كه خوانندگان را به آنجا دلالت مينماييم.)
با توجه به مطالب گفته شده اگر هزار سال زمان قيامت اول را كه دوران قبضه شدن زمين و ديگر سيارات قمردار منظومهي شمسي است از 50 هزار سال تذكر داده شده در سورهي معارج كه شروع قيامت دوم است كسر كنيم زمان ميان قيامت اول و قيامت كبري 49 هزار سال ميگردد كه از پس متلاشي شدن زمين تا پيچيده شدن كامل طومار منظومهي شمسي و خورشيد براي رسيدن ارواح بيهوش در دالان (و يا به قول قرآن قبرهاي فضايي) است كه طبق ديگر آيات از سورههاي قرآن توسط ملكهاي روحي آنان را به زمين آخرت خواهند برد و در آنجا با دميده شدن در يك شيپور پرصداي جهاني مانند ملخ يا پروانههايي كه از پيلههاي خود خارج ميگردند بصورت موجودات زنده در سيارهاي بس وسيع كه حتي تمامي مشخصات فيزيك و زيستي آن با جزئيات قابل ذكر نام برده شده است براي داوري الله جمع خواهند شد. حوادث پايان هزارهي آخر عمر زمين اتفاقاتي است قابل رؤيت در خورشيد و آسمان كه بخشي از آنها را مردمان زندهي روي زمين و برخي ديگر را ارواح مردگان در عالم برزخ خواهند فهميد به شرح ذيل:
آيات 5 الي 13 از سورهي قيامت تذكر داده است: «بَلْ يُرِيدُ الْإِنسَانُ لِيَفْجُرَ أَمَامَهُ﴿5﴾ يَسْأَلُ أَيَّانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ﴿6﴾ فَإِذَا بَرِقَ الْبَصَرُ﴿7﴾ وَخَسَفَ الْقَمَرُ﴿8﴾ وَجُمِعَ الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ﴿9﴾ يَقُولُ الْإِنسَانُ يَوْمَئِذٍ أَيْنَ الْمَفَرُّ﴿10﴾ كَلَّا لَا وَزَرَ﴿11﴾ إِلَى رَبِّكَ يَوْمَئِذٍ الْمُسْتَقَرُّ﴿12﴾ يُنَبَّأُ الْإِنسَانُ يَوْمَئِذٍ بِمَا قَدَّمَ وَأَخَّرَ﴿13﴾» انسان چون ميخواهد زمانهايي را كه زنده است به گناه بگذراند ميپرسد زندگي دوباره بشر چه وقت است؟ بگو زماني است كه چشمها متحير شوند و ببينند كه ماه مانند خسوف كامل ديده نميشود و خورشيد و ماه با هم جمع ميگردند (ماه جذب خورشيد شود) در چنين زماني انسان در چنان وضعيتي قرار ميگيرد كه به خود ميگويد به كجا فرار كنم (براي فرار از خطرات هولناك كه احساس ميكند در حال انجام است اين فكر به ذهناش ميرسد) در آن زمان ميفهمد گريزگاهي نيست و بايد به سوي پروردگارش رود و در قرارگاه هميشگي خود قرار گيرد (زيرا حوادث محلي و يا منطقهاي نيست كه از آنجا بگريزند بلكه جهاني است و حقيقتاً گريزي وجود ندارد و ترس مرگ از خطرات فوق آدمي را به ياد موضوع قيامت كه توسط پيامبران تذكر داده شده بود مياندازد) تا بداند در دنيا چه كرده و از خود چه آثاري برجاي نهاده.
همچنين در آيات اول سورهي تكوير خالق عالم ميفرمايد: پيش از آنكه ارواح بشر در عالم برزخ روي اعمال خويش دستهبندي شوند تا در آخرت دوباره به صورت زندههايي زنده شوند و معلوم گردند در دوزخ و يا بهشت به چه سرنوشتي دچار خواهد شد ابتدا خورشيد به هم فشرده ميگردد سپس ستارگاني كه قمر دارند (منظور سيارات است) و جزء خانوادهي منظومهي شمسي ما هستند متلاشي ميگردند و بعد از اين وقايع كوههاي زمين دچار لرزشهاي مهيبي شده فرو ميريزند و چنان خطر جدي و بزرگي براي انسانها پيش ميآيد كه خالق عالم براي ايجاد درك و احساس فهم آن براي شنوندهي عرب مكه ميفرمايد با ارزشترين سرمايه و مالش را كه شتر دهماهه آبستن باشد رها كرده بدنبال حفظ جانش خواهد بود و شدت حوادث تا حدي است كه حيوانات وحشي از ترس در كنار هم جمع ميشوند و هلاك ميشوند و در اين زمان درياها نيز سخت پرجوش و خروش و متلاطم خواهند شد و به سوي خشكيها روان ميگردند (در آيات ديگر علت جوشش درياها را طوفانها و بادهاي بسيار شديدي ذكر فرموده كه در تمام كره زمين به شدت خواهند ورزيد)
در آيهي 5 از سورهي شوري براي آنكه خالق عالم، براي ما كه مخاطبين او هستيم، چگونگي اين انهدام و فروپاشي مكانيكي سيارات منظومه شمسي را قابل تجسم نمايد تا آن را بهتر بفهميم، فرموده است نزديك است كه آن آسمانهاي هفتگانه از روي يكديگر متلاشي شوند در متن آيه آمده «تَكَادُ السَّمَاوَاتُ يَتَفَطَّرْنَ مِن فَوْقِهِنَّ وَالْمَلَائِكَةُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَيَسْتَغْفِرُونَ لِمَن فِي الْأَرْضِ أَلَا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ» و واژهي «مِن فَوْقِهِنَّ» در زبان و ادبيات عرب به معناي بالا در مقابل پايين است و ضمير هُنّ اشاره به سيارات هفتگانهي منظومهي شمسي است كه در بالاي يكديگر قرار دارند و آنها به ترتيب از بالاييترينشان پلوتون و بعد از آن آسمان ششم نپتون و پنجم آسمان اورانوس و چهارم زحل و سوم آنها مشتري و دوم مريخ و آخرينشان آسمان زمين باشد و بايد دانست در زبان اديان چه در قرآن و چه ديگر كتب اديان الهي زمين و سرزمين (در دين زردشت كشور آمده به مقالهي هفت آسمان و زمين نيز توضيحات آن مراجعه شود) به جايي گفته ميشود كه در آنجا آسمان وجود دارد و آسمان نيز بالاي سر موجودات متعقل انساني و شبه انساني ميباشد. ادامهي آيه: و ملكهاي مأمور آنها به زبان حال خود پروردگار خود را براي آنچه دربارهي اين آسمانها از روي حكمت روا داشته مدح و ثنا گويند و براي كساني كه در زمين زندگي ميكنند آمرزش بخواهند (به مقالهي ماهيت عرش الله و تقسيمبندي كليهي مواد موجود در خلقت برمبناي ماهيت آنها كه پيشتر آمده است مراجعه شود)
در سورهي زلزال، انفطار، مرسلات و انشقاق نيز دربارهي حوادث پيش از انهدام و فروپاشي زمين مطالبي آمده از جمله زلزلههاي غيرعادي كه نشان ميدهد عمر زمين به سرآمده و نيز شكافدار شدن آسمان كه نشان ميدهد تحولات خورشيد بر روي فضاي بين سيارهاي سيارات منظومهي شمسي و نيز اتمسفر هر يك از سيارات فوق چه تأثيرات مخربي خواهد داشت نيز آتشفشانها و فروريختن كوهها و انبساط پوسته و حجم زمين از ديگر حوادث قيد شده است.
در سورهي القارعه كه در معناي واژه به مفهوم آن كوبنده است گفته شده: تو اي پيامبر اسلام متوجه آن زماني باش كه براي آگاه كردن مردمان زمين كوبندهاي درب زمين را ميكوبد آيا ميداني آن كوبندهي درب چه ميباشد؟ تو نميداني آن چيست! (زيرا يك مقوله فضايي ميباشد) آن زماني است كه مردم مانند پروانههايي پراكنده ميشوند در آن زمان كوهها چون پشم زده شده متلاشي ميگردند و هر كس نتيجهي اعمال خود را خواهد ديد.
در سورهي طارق نيز مطلب مذكور يعني آن كوبندهي درب با واژهي الطارق گوشزد گرديده كه از مضمون سورهي القارعه و مفهوم الطارق كه به معناي آن كوبندهي درب در تاريكي شب است و نيز ديگر آيات در سورههاي مختلف ميتوان فهميد كه سيارات قمردار منظومهي شمسي با انهدام و متلاشي شدن هر يك از آنان دقالبابي است براي ديگر سيارات پايينتر و از جمله سيارهي مريخ كه صداي مهيب آن نيز ديگر آثار و نتايج متلاشي شدنش براي ساكنان زمين زنگ خطري است كه بزودي نوبت سيارهي ايشان خواهد رسيد و از اين جهت به آن الطارق يعني آن كوبندهي درب در شب اطلاع شده كه ساكنان زمين اين سيارهها را در شب در آسمان مشاهده ميكنند و متلاشي شدن آن را خواهند ديد.
توجه:
خوانندگان محترم توجه فرمایند که هر گونه سوؤال یا توضیح خود را در مورد مطالب خوانده شده، در بخش نظرات مطرح و یا به آدرس صندوق پستی الکترونیکی این وبلاگ ارسال نموده تا پس از بررسی آن توسط شورای نویسندگان و در صورت رعایت اصول و موازین مطرح شده در نظامنامهی پرسش و پاسخ درج شده در بند 12 آرشیو موضوعی وبلاگ و با لحاظ زمانبندی اشاره شده در نظامنامهی مذکور، در صورت صلاحدید در وبلاگ مطرح و یا به صورت خصوصی در اسرع وقت پاسخ آن به آدرس صندوق پستی الکترونیکی شما ارسال شود.
با تشکر – شورای نویسندگان
1- نصارا طبق آيهي 52 از سورهي آلعمران يعني ياري كنندگان عيسي (ع) در دين الله و اين مفهوم به معناي مسلم و مسلمان كه به معناي تسليم شوندگان به دين الله هستند يكي است
2- رجوع شود به مقالهي تشكيل حكومت يهود از نشانههاي آخرالزمان در بررسيهاي قبل