72- ترتیب نزول سورههای قرآن (بخش سوم)
در ترتيب تاريخي يا فهرست زماني نزول سورههاي قرآن مجيد چه چيز را مبنا بگيريم؟: در مجموعه مقالات مربوط به اهميت ترتيب نزول سورهاي قرآن مجيد[1] گفتيم كه دانستن زمان ترتيب نزول سورهها يكي از قواعد مسلم در فهم مطالب قرآن و تاريخ اسلام و برخي مسائل مرتبط با تربيتها و تعاليم قرآني است. همچنين در بخش جداول مقايسهاي ترتيب نزول تعدادي از مفسران، مورخين و پژوهندگان قرآن (آن مقالات) اشاره كرديم پژوهشگر و مفسر و اسلامشناس معاصر شادروان «دكتر صادق تقوي» در تحقيقات قرآني خود، جدول ترتيب زماني نزول سورههاي قرآن مجيد را ارائه نموده است (كه بر پايهي آن، دو اثر كم نظير و ارزشمند ايشان يعني ترجمه و تفسير قرآن و تاريخ اسلام شكل گرفت) و در معرفي جدول مزبور گفته شد كه اين جدول يا فهرست زماني نزول سورهها بسيار نزديك به يقين ميباشد اگر چه (به قول دكتر تقوي) قطعي و صددرصد نيست.[2]
در بررسي جداول ترتيب نزول ارائه شده توسط مفسران، نويسندگان مسلمان و پژوهشگران غيراسلامي به جز جداول مربوط به شادروان دكتر صادق تقوي و زنده ياد مهندس مهدي بازرگان، جداول مربوط به «ويليام موير» فرانسوي و «تئودور نولدكه» با دو رويكرد متفاوت از متن آيات قرآن مجيد تنظيم شدهاند و بقيهي جداول موجود براساس روايات تنظيم و ترتيب يافتهاند. در نگاه كلي بنظر ميرسد موير و نولدكه علاوه بر توجه به تعدادي از روايات تاريخي راويان اسلامي سدههاي قبل، برخي ملاحظات مانند لحن و فحواي آيات قرآن را نيز در نظر گرفتهاند چون از نظر اين دو پژوهشگر مسيحي، قرآن گفتار محمد (ص) بوده و سخن الله نميباشد؛ چنانكه نويسندگان ديگري نيز تغيير لحن و فحواي آيات نزديك به هجرت و قبل و بعد از آن را در چيدمانشان به صورت يك اصل و ناشي از موقعيتهاي مختلف پيش آمده بر شخص پيامبراسلام بعنوان انساني كه در صدد بدست گرفتن رهبري يك حركت سياسي و انقلاب قبيلهاي (نه يك مأمور الهي) دانسته و مطابق آن در چينش سورهها لحاظ قرار دادهاند. اين ديدگاه دو مستشرق مورد نظر و توجه هر دو پژوهشگر مسلمان معاصر كشورمان قرار گرفته بود، اما با دو عكس العمل متفاوت روبرو شد يعني شادروان دكتر صادق تقوي با ديدگاه نقد اعتراضي و مرحوم مهندس مهدي بازرگان با نظر مؤيد و در خور اعتنا دانستن آن جداول.
شادروان دكتر صادق تقوي در صفحات 96و 97 كتاب حكمتهاي عاليه قرآن اين چنين ميگويد: «در كتاب تاريخ القرآن ابوعبداله زنجاني[3] آمده است مستشرق آلماني پروفسور تئودر نولدكه در سال 1860 ميلادي، تاريخي قرآني نوشته و منتشر گرديده كه در آن جدولي براي ترتيب نزول سورههاي قرآني ارائه داده است كه شامل 82 سورهي مكي و 28 سورهي مدني است. من وقتي جدول نولدكه را با سورههاي قرآن و جدولهاي ديگر مقايسه نمودم متوجه شدم اول اينكه نولدكه درترتيب سورههاي مكي از جدول منسوب به امام صادق بدون هيچ دليلي تقليد كرده و لذا اصولاً سورهي فاتحةالكتاب را به حساب نياورده و گويا خواسته است روي ايرادي كه دشمنان وحي قرآن بر اعتبار وحي بودن تمام قرآن گرفتهاند اينطور وانمود كند بعضي سورهها و آيات قرآني ساختهي خود حضرت محمد (ص) است به دليل اينكه اولاً در ترتيب نزول منسوب به امام صادق نيامده و ثانياً ظاهر اين سوره پيداست كه كلام الله نيست زيرا اگر كلام الله بود در آن گفته نميشد اي الله تو را بندگي ميكنيم و فقط از تو در راهنماييهاي ديني كمك ميخواهيم مضافاً به اينكه در جدولهاي ترتيب نزول ديگر، سوره فاتحةالكتاب برخلاف اين اسم مشهورش سوره اول نيست بلكه سورهي پنجم و ششم يا سورهي مفقوده است در صورتي كه تمام اين ايرادها را من رد كردهام و گفتهام از اسم اين سوره پيداست كه سورههاي قرآن به سورهي فاتحه شروع شده و چون اين سوره كامل به پنج آيه اول سورهي اقراء شروع شده لفظ بخوان براي سوره فاتحه از جانب الله براي پيغمبر نهفته است يعني خالق عالم به محمدي كه نميدانست چگونه اسماء صفاتيه پروردگار خود را بگويد از طريق وحي گفت بگو تمام سورهي فاتحةالكتاب وحي شده را و حتي اگر فرد بي غرض و حق جويي در مطالب جامع هدايتي سورهي فاتحه دقت نمايد حس ميكند آن را جز الله هيچ كس نميتواند از خود بسازد زيرا آن خلاصهي تمام قرآن است كه يادگيري و عمل به آن واقعاً ميتواند انسان را از هرانحرافي باز دارد، لذا در هرركعت از نمازهاي اسلام گفتن آن واجب شده است و توجه به معناي آن نيز برطبق متن قرآن واجب است ولي افسوس كه دشمنان اسلام كاري كردهاند كه هم اين سوره را بعضي فرقههاي اسلام براي مردهها بخوانند و هم تمام الفاظ قرآن را. دومين سوء نظري كه در جدول نولدكه مشاهده ميشود به حساب نياوردن سه سورهي اعلي، تكاثر و زمر ميباشد كه خلاف تمام جدولهاست (كه جزو سورههاي مكي هستند) و اين مستشرق آلماني در ترتيب سورههاي مدني تا شش سوره به آخر مانده از ترتيب نزول منسوب به امام صادق تبعيت كرده اما روي اختلاف اندازي در شش سورهي آخر از جدول خيالبافانه ابن نديم تقليد كرده است.»
اما مرحوم بازرگان در كتاب «سيرتحول قرآن» خويش چنين مينويسد: «در فاصلهي اين مدت (يعني زماني كه ايشان در بررسي و اقدام دست يافتن به ترتيب نزول سورههاي قرآن بود) به كتابهاي محققانهاي كه بلاشر استاد دانشگاه پاريس در زمينهي قرآن تأليف كرده و ترجمههاي دقيقي كه به زبان فرانسه نموده است اطلاع و دسترسي پيدا كردم. بلاشر در دومين ترجمه از قرآن كه به زبان فرانسه منتشر نموده است سورهها را برمبناي مطالعات و نظريات خود برحسب ترتيب نزول قرار داده است. بلاشر از روي سياق آيات و مضمون سورهها براي تنزيل قرآن چهار دورهي متمايز و متوالي قائل شده است كه سه دوره وحي در 13 سال مكه است و دوره چهارم در مدينه،سپس سورههاي هر دوره را به ترتيبي كه آن را اجمالي و تقريبي ميداند رديف كرده است.» (نگاه كنيد همان صفحهي 50)
مرحوم دكتر محمود راميار در كتاب تاريخ قرآن خود دربارهي بلاشر فرانسوي (1973 ميلادي) مينويسد بلاشر بيشتر به علت ترجمهي قرآن شهرت دارد او ترجمهي خود را به ترتيب نزول فراهم آورده است. او هم سخت تحت تأثير نولدكه است و مانند او دوره نزول را به چهار مرحله تقسيم ميكند، 3 مرحله در مكه و مرحله چهارم در مدينه..... (نگاه كنيد همان صفحه 666) .
از مجموع آنچه گفته شده ميتوان فهميد پژوهشگران غيرمسلمان آنچه براي استناد به جدول تنظيمي يا ترتيبي كه براي سورههاي قرآن درنظر گرفتهاند متأثر از مشرب فكريشان مبتني بر آن است كه اين كتاب نه اثر وحي بلكه ساخته ذهن شخص محمد (ص) بوده است كه متأثر از روند مبارزات سياسي وي در مكه و مدينه لحن او كه همان آيات فعلي سورههاست دچار اوج و حضيض و فرود و فرازهاي ادبي و لغوي و مفهومي قرار ميگرفته است و اگر ما در اينجا بخواهيم از اين مستشرقين نام ببريم بايد از كساني چون ويل (Weil - 1872 ميلادي)، اشپرنگر (Sprenger 1900 ميلادي)، درنبورك (Derenbourg)، گريم (Grimme)، هرشفلد (Hirschfcld) و... را نام برد كه جملگي در آثارشان با همان بينش گفته شده جداولي خيالي (به قول شادروان دكتر صادق تقوي) و با اغراض خاص ارائه كردهاند. مرحوم بازرگان در فعاليت پژوهشي خود براي ارائه يك فهرست ترتيب زماني نزول سورههاي قرآن همين اصل يعني اسلوب وحيها را به عنوان متغير قابل توجه و تأكيد درنظر گرفته و بر همان اساس بعد از مدتها جدولي ارائه نمود كه در آن جا زمان بندي آيات را با ترسيم منحني تنزيل و با محاسبات فني نشان ميدهد.
منحني تنزيل آيات قرآن مجيد چيست و چگونه با آن ميتوان زمان تقريبي نزول سورههاي قرآن را نشان داد؟ از آنجا كه مهندس بازرگان خود بهترين توضيح را در اين زمينه ارائه كردهاند ما عين آن را از كتاب سير تحول قرآن ايشان ميآوريم:
اينك كه براي رسيدن به ترتيب نزول زماني نزول سورهها منابع اسلامي ما را سردر گم ميكند و تحقيقات خارجي علاوه بر اختلاف با منابع اسلامي و با خودشان ميزان غيرقابل ايرادي بدست نميدهد به چه مأخذ يا مفتاحي متوسل شويم؟ اگر اجازه داشته باشيم قبول كنيم كه در قرآن يك نظام يا نظامهايي وجود دارد كه از طرف گوينده يا نازل كننده رعايت شده است و اين رعايت نظم را معلول طبيعت يا مشيت دانسته آن را تصور يا تحميلي از ناحيه خودمان و تهديدي بر اراده و قدرت صاحب قرآن نگيريم در اين صورت كافي است يكي از اين نظامها را استخراج كرده ملاك تشخيص و ترتيب كار قرار دهيم. در زمينهي لفظي كه مورد بحث حاضر است ميتوان آهنگ و وزن آيات را در نظر گرفت... سجع و قافيه سورهها يا دسته آيهها و صدا يا به اصطلاح فرنگي سيلابي است كه آيات به آن ختم ميشود ميتواند وسيلهي تخصصي و تشخيص باشد.... سادهتر و سرراست تر از همه، آنچه همه كس فهم باشد – است – بلندي و كوتاهي آيات است يعني تعداد كلمات هر آيه كه ما آن را طول آيه ميناميم اين نكته معلومات صرف و نحوي و لغت شناسي لازم ندارد و از وسايل سنجش ديگر بيدغدغه و بياختلافتر بوده مزيت عمدهاش اين است كه مستقيماً به رقم و عدد درميآيد. خوشبختانه خواهيد ديد كه از اين جهت مابين سورهها اشتراك رقم و امكان اشتباه وجود ندارد و هر سوره رقم مخصوص به خود را دارد كه آن را شاخص سوره اصطلاح خواهيم كرد. البته آيات يك سوره متساويالطول نيستند يعني داراي تعداد كلمات مساوي نميباشند ولي نزديك به يكديگرند و نظامي دارند بايد طول متوسط را درنظر بگيريم. طول متوسط از متوسط گيري تك تك آيات بدست ميآيد و كافي است تعداد كل كلمات يك سوره را بر تعداد آيات آن تقسيم نماييم.» (صفحات 35 تا 40 كتاب سير تحول قرآن)
مرحوم بازرگان با توجه به توضيحاتشان براي بدست آوردن جدولي يا فهرستي كه در آن ترتيب تاريخي يا زماني نزول سوره هاي قرآن را نمايش دهد سير تحول لفظي قرآن به عنوان يك شاخص اساسي توجه داشته و بر همين اساس تحقيقات خود را ساماندهي كرد ايشان در توضيحاتي كه در اين خصوص در كتاب خويش دادهاند مينويسد:
مقايسه سه سورهي متعلق به سه دوران مختلف: (اگر سه سورهي همزه، طه، مائده را) كه به لحاظ موقع نزول مورد اتفاق (مفسران در سالهاي اول يا دوم و چهارم يا پنجم از بعثت و اواخر هجرت) هستند (در نظر بگيريم) اختلاف كاملاً آشكار است. دربارهي اين سه سوره ميتوان بگوييم كه:
با پيشرفت زمان، طول متوسط آيات سوره ترقي كرده است. زيرا (به جدول زير مراجعه شود)
|
نام سوره |
دوران نزول |
تعداد آيات |
تعداد كلمات |
متوسط تعداد كلمات هر آيه (يا طول متوسط) |
|
همزه |
اول و دوم بعثت |
9 |
34 |
78/3=9÷34 |
|
طه |
چهارم و پنجم |
143 |
1308 |
15/9= 143÷1308 |
|
مائده |
اواخر هجرت |
120 |
2749 |
91/22=120÷2749 |
و اگر محاسبه و مقايسه را دربارهي سورههاي ديگر نيز كه حدود سال نزول يا تقدم و تأخر نسبي آنها به زعم عموم كما بيش معلوم است انجام دهيم مسئله روشنتر ميشود(به جدول توجه شود)
|
نام سوره |
دوران نزول |
طول متوسط = تعداد آيات تقسيم بر تعداد كلمات |
|
اعراف |
سالهاي نزديك هجرت |
53/15=210÷3262 |
|
انفال |
ابتداي هجرت مقارن جنگهاي بدر واحد |
65/15=77÷1205 |
|
حشر |
سال چهارم هجرت جنگ و اخراج يهوديان مدينه |
04/18=24÷ 433 |
|
نور |
حوالي سال ششم هجرت مراجعت از جنگ بني المصطلق |
69/19=65÷1280 |
سورههاي اخير به لحاظ تاريخي در فاصلهي سورههاي طه و مائده نازل شدهاند به طوري كه ديده ميشود طول متوسط آيات مربوط نيز ما بين 15/9 و 91/22 است و همان قاعده ترقي طول متوسط، با پيشرفت زمان در آنها صادق است. به عبارت رياضي:طول متوسط آيات، تابع صعودي زمان است. (نگاه كنيد سير تحول قرآن صفحات 39 تا 41)
براساس ديدگاه فوق مرحوم بازرگان با توجه به جدول ترتيب نزولي كه اعتماد السلطنه وزير انطباعات ناصرالدين شاه قاجار در سال 1313 هجري قمري (116 سال پيشتر) در تهران تنظيم كرده بود طرح اوليهاي از جدولي ارائه نمود كه منحني نمايش تغييرات ساليانهي طول متوسط آيات قرآن مجيد برحسب سنوات نبوت پيامبر اسلام (ص) ميباشد و به تدريج با سن پيغمبر اسلام و يا با پيشروي اسلام افزايش يافته است (به نمودار طول متوسط آيات مراجعه شود) (همچنين در ارتباط با جدول ترتيب نزول اعتماد السلطنه به ادامه همين توضيحات مراجعه شود)
مرحوم بازرگان پس از بدست آوردن نمودار مذكور ميگويد: به طوري كه ديده ميشود روال كلي در جهت افزايش و صعود (آيات) است ولي به صورت ناهموار و با ترقي و تنزلهاي مكرر. در ابتدا از حداقل 91/3 در سال اول نزول قرآن راه افتاده و در سالهاي 5 و 6 به سرعت بالا رفته بلافاصله سقوط ناگهاني كرده، سال هشتم جبران شده و مجدداً در سال 9 پايين افتاده از آن به بعد تا سال 16 با شيب نسبتاً ثابتي باز اوج گرفته است. به سالهاي 17 تا 21 كه ميرسيم تزلزلي شديد ميبينيم اما و بالاخره در سال آخر خود را به حداكثر 76/22 رسانده است (به جدول استخراج شده توجه شود) به اين ترتيب منحني شكل (1) قاعدهاي را كه فوقاً ذكر كرده و حدس زده بوديم (اگر بتوان به عنوان وسيلهي تشخيص ترتيب نزول سورهها بكار رود) به صورت قطعي دقيق تأييد نميكند روي هم رفته گويا و معرف وجود يك روال كلي در جهت ترقي تدريجي طول آيات بوده ولي استثناء و تزلزلهايي يا ناهماهنگيهايي در بردارد و چون انتظار بي نظمي از قرآن نميرفت (تأكيد از خود مرحوم بازرگان) اين احساس پيش آمد كه تعمق بيشتري به عمل آمده معلوم نماييم ناهمواريهاي منحني، طبيعي، و درست است يا ناشي از اشتباه و ايراد جدول سنوات «مربوط به اعتماد السلطنه»ميباشد) ( نگاه كنيد همان كتاب صفحهي 45 تا 47)
بر اساس نتايج اوليه مرحوم بازرگان در صفحهي 49 كتاب خود جدول ترتيبي سورههاي قرآن بر حسب طول متوسط آيات بدست ميدهد كه ما عيناً آن را براي خوانندگان علاقمند ميآوريم . ايشان دربارهي جدول مذكور مينويسد: «يك نظر اجمالي به اين جدول و رديف بندي سورهها برحسب طول متوسط كه ميبايستي معرف ترتيب زماني نزول آنها باشد نشان ميدهد كه احتمالاً زياد دور از حقيقت نيست.
سورههاي كوتاه و مسجع ابتداي وحي در اوايل قرار گرفته است. سورههايي كه ميگويند مقارن با هجرت است از وسط جدول آن طرفتر رفته است و بالاخره سورههاي مدني كه تقارن تاريخي و تقدم و تأخرهاي آنها تا حدودي شناخته شده است تقريباً سرجاي خود افتاده. انفال و صف در ابتدا آمده بعد از آنها نوبت به احزاب و آل عمران و نور رسيده و بقره و نساء و مائده را در اواخر ميبينيم (همان صفحه 50) .... در هرحال اين حدود انطباق موجب تشويق و تعقيب كار گرديد و معلوم شد كه قاعدهي طول متوسط آيات لااقل به عنوان فرضيه و راهنما (انديس) قابل استفاده است در اختلافات فيما بين براي اينكه تشخيص داده شود حق با كدام جدول است و تا چه خط ميتوان براي قاعدهي اول طول متوسط اهميت و قاطعيت قائل شد لازم بود تعمق بيشتري در قضيه به عمل آيد و خوب است نه تنها طول متوسط آيات يك سوره كه ارزش تقريبي دارد بلكه طول تك تك هريك از آيات و طرز توزيع آنها را كه منتهي به تعيين طول متوسط ميشود مطالعه نماييم» (همان صفحه 52)
مرحوم بازرگان بدين ترتيب تمامي آيات قرآن را كلمه شماري و آيات هر سوره را جدول بندي نموده و پس از تجزيه و ترسيم و تقطيعهاي مربوطه گروه بنديهايي را بدست آورد كه به صورت مشروح تمامي آنان نيز خلاصه محاسبات را در صفحات 93 تا 113 جلد اول سير تحول قرآن آورده كه خواندن آن به علاقمندان اين مباحث توصيه ميگردد. ايشان در ادامه توضيحات خود كه چگونه ترتيب نزول تاريخي قرآن را بدست آورده مينويسد: «ترتيب زماني نزول سورهها و رديف بندي گروهي آيات (اينك با استفاده از جدول شاخيهاي آماري سورهها ميتوانيم جدول ديگري برحسب طول مبناي گروههاي تفكيك شده سورهها تنظيم نماييم اين جدول چنانچه فرضيهي اتخاذي را كه طول مبنا به طور تدريجي و منظم در جريان 23 سال نزول وحي افزايش يافته است درست بدانيم و حسابهاي آماري را با تصحيح و تعبيرهايي كه شده است قبول كنيم همان جدول ترتيب نزول سورههاي قرآن خواهد بود كه به دنبالش ميگرديم يا به عبارت صحيحتر ترتيب نزول گروههاي همزمان آيات است كه در داخل سورههاي مختلف قرار دارد به طوري كه از جداول استخراج شده برميآيد جمعاً 194 گروه آيات همزمان در سراسر سورههاي قرآن قابل تشخيص ميباشند كه بر حسب طول مبنا رديف شدهاند و نظر به اينكه چه در خود قرآن و چه در جداول ترتيب نزول كه مورخين قديم آورده يا محققين جديد تنظيم كردهاند همه جا صحبت از 114 سوره ميشود و كليه آيات قرآن در 114 محل يا مجموعه از آيات و گروهها گردآوري و عرضه شده است ما علاوه بر رديف كردن گروه آيات همزمان سعي نمودهايم سورهها را نيز رديفبندي و شمارهگذاري كنيم.» (نگاه كنيد همان صفحه 114 طريقه ترسيمي براي تعيين سال نزول سورهها) ظاهراً هيچ يك از مورخين و محققين اين عمل را انجام نداده و سال نزول سورههاي قرآن را جز در مورد بعضي از سورهها يا آيات كه با مقارنات تاريخي همراه ميباشند تعيين نكردهاند غير از آن جدول قرآن اعتماد السلطنه كه قبلاً راجع به بيمأخذ و نادرست بودن آن صحبت شد. متأسفانه به نظر ميرسد مرحوم بازرگان از فعاليتهايي كه شادروان دكتر صادق تقوي در اين زمينه از مدتها پيشتر از سال 1330 انجام داده بودند بي اطلاع بوده و ما در ادامهي همين توضيحات از سوابق فعاليتي شادوران دكتر صادق تقوي مطالب مورد نظر را خواهيم آورد.
ادامهي نوشتههاي مهندس بازرگان: «طريقهي محاسبات آماري مبتني بر فرضيهي اتخاذي به ما اجازه ميدهد كه با استفاده و اتكاء به پارهاي قراين تاريخي موجود با منطقي مقبول راهي براي كشف قضيه جستجو نماييم وجود اطلاعات يا شواهد تاريخي كه حكايت ميكند فلان سوره يا آيه مقارن با چه واقعه و در چه سالي از بعثت يا هجرت نازل شده است اولين راهنماي ما بوده قابل تشبيه به ابنيه تاريخي گذشته و بقاياي شهرها و كاروانسراهايي ميباشد كه به روايت تاريخ معبر فلان فاتح يا مسير كاروانهاي تجارتي قديم بوده است و محققين امروزي به وسيلهي آن نشانهها و جاپاها كه درحكم گذرگاههاي احتمالي است مسير جاده را با بردن آن نقاط به روي نقشه و وصل كردن آنها با يكديگر با تقريب كافي و با استفاده از گذرگاههاي اجباري مانند گردنهها و گذارها و غيره رسم مينمايند..... براي ترسيم مسير كاروان وحي در نقشه زماني رسالت و تشخيص موقع نزول هر سوره يا گروه احتياج به دو مختصه يا معرف Coordonne براي هرگروه داريم. مختصهي اول همان طول زماني يا سال نزول است كه در مورد بعضي از سورهها يا آيات در دسترس است. به عنوان مختصهي دوم براي هرگروه يا آيه، فاصلهي كلمهاي آن گروه را نسبت به آغاز وحي اختيار ميكنيم. منظور از فاصلهي كلمهاي در مقابل فاصلهي زماني، مجموع تعداد كلمات يا آياتي است كه قبل از آن گروه بر پيغمبر اكرم نازل شده است. جدولي كه در آن گروههاي آيات بر حسب زمان نزول رديف شدهاند وسيلهي اين كار را به ما ميدهد (منظور مرحوم بازرگان اطلاعاتي است كه از صفحهي 116 تا 127 كتابشان آمده آيات قرآن را از نظر موضوعي به 194 گروه يا موضوع و عنوان تقسيم كرده و برحسب طول مبنا، شماره گذاري و رديف بندي سورهها و مشخصات تعداد آيات و كلماتي اين عناوين را آورده است) كافي است در برابر هرگروه تعداد آيات يا كلمات تركيب كنندهي آن را با استخراج از جدول 11 (كه طول متوسط آيات هر سوره در آن آمده است) يادداشت كرده و با آيات و كلمات گروههاي قبلي جمع بزنيم تا جمع تجمعي آنان بدست آيد، تعداد جمع شده آيات يا كلماتي كه بدست ميآيد مختصه يا معرف دوم گروه تلقي ميشود كه ما آن را عرض گروه ميناميم. مختصه اول يا طول هرگروه همان فاصله زماني يا سال نزول است كه در صدد تعيين آن هستيم و براي بعضي از گروهها آن را كم و بيش ميشناسيم (به نمودار صفحه بعد مراجعه شود) (با تعيين عرضهاي OB) چون طولهاي OA را در مورد چند سوره يا آيه ميشناسيم بنابراين ميتوان نقاط معرف مربوطه را روي صفحه مختصات نشان داد برطبق روال و نظامي كه خود آنها به دست ما ميدهند فواصل خالي را به هم وصل كرده مسير كاروان وحي را در بيست و سه سال رسالت تا حدودي مشخص ميسازيم (نگاه كنيد همان صفحه 145 تا 147)
گذرگاههاي اجباري يا احتمالي تنزيل سورهها يا آيات تاريخ دار و با شأن نزول معين كه سال وحي آنها با تقريب كافي قابل تعيين است گذرگاههاي احتمالي تنزيل محسوب ميگردند چند گذرگاه اجباري هم داريم كه تكليفش معلوم است.
1- آغاز وحي كه به روايت شيعه در 27 رجب يعني پنج ماه به آخر سال اول بعثت مانده رخ داده است.(610 ميلادي)
2- هجرت از مكه به مدينه كه در اول ربيعالاول يعني ابتداي سومين ماه سال 13 بعثت (622 ميلادي) واقع شده است.
3- پايان وحي يا رحلت رسول اكرم كه در 27 صفر يا دومين ماه بعد از سال دهم هجرت بوقوع پيوست.
(در پايان توضيحات مهندس بازرگان دربارهي اين گذرگاه خواهيم گفت كه برخلاف مستندات شيعه كه مورد اشاره مرحوم بازرگان است چه تاريخ آغاز وحي كه مطابق شواهد و ادلهي قرآن ماه رمضان است و چه زمان وفات پيامبر نيز ديگر موارد مورد اشاره صحت هريك از گذرگاههاي گفته شده يا تاريخ حقيقي آنان كدام خواهد بود – ادلهي نوشتههاي مهندس بازرگان)
اما از گذرگاههاي احتمالي يا وقايع و قرائني كه نزول پارهاي از آيات يا سوره را مقارن آنها گرفتهاند و ميتوان به عنوان نشانه Repere تلقي كرد موارد زير قابل ذكر است:
1- اسلام آوردن عمر در سال چهارم بعثت بوده و ديده است كه در خانهي خواهرش سورهي طه را ميخوانند بنابراين سورهي طه را مقارن يا كمي قبل از اين واقعه بايد دانست و ما طول مختصات اولين گروه آيات سوره طه را،يعني تاريخ نزولش را با تقريب يكساله ميان 75/2 سال تا 75/3 سال ميگيريم يعني از سه ماه مانده به آخر سال سوم بعثت تا 9 ماه گذشته از سال چهارم بعثت....
2- آيات ابتداي سورهي ص را ميگويند بلافاصله پس از اسلام آوردن عمر نازل شده است بنابراين مختصه طول آن را 25/3 تا 25/4 ميگيريم كه سه ربع آخر سال چهارم بعثت و يك ربع اول سال پنجم بعثت را ميپوشاند....
3- آيات اول سورهي مريم را يك واقعه يا نشانهي تاريخي مشخص كرده است اين آيات را جعفر بن ابيطالب سركردهي دسته دوم مهاجرين به حبشه براي نجاشي قرائت كرده است و از طرف ديگر مهاجرت اول به حبشه در سال چهارم بعثت صورت گرفته است و اگر مهاجرت دوم را يكسال بعد از اولي بگيريم ميتوانيم حدس بزنيم كه نزول آيات ابتداي سوره مريم مقارن با ماقبل سال پنجم بوده است و مختصه طولي سوره مريم را با يكسال تقريب احتياطي مابين 5/4 تا 5/5 ميگيريم.
4- آيات ابتداي روم بعد از آخرين غلبه ايران بر روم در سالهاي 5/6 تا 6/6 ميلادي يعني 6 تا 7 سال مانده به هجرت نازل شده است. پس طول احتمالي آن از 25/5 تا 25/6 بدست ميآيد.
5- معروف است كه آيهي 39 از سوره انفال «وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَكُونَ فِتْنَةٌ» در سال خيلي نزديك به هجرت نازل شده است و قسمت عمدهي سورهي انفال در سال 2 هجرت بوده يعني 5/0 تا 5/1 هجرت.
6- دورهي نزول سورهي آلعمران كلاً سالهاي سوم و چهارم پس از هجرت است. آيات 112 تا 124 مربوط به جنگ احد است كه در ماه شوال يعني ماه دهم از سال سوم هجري نازل شده است و آيات 37 تا 56 مربوط به حضرت مريم (س) و حضرت مسيح (ع) است كه بنا به عقيدهي بلاشر بين سالهاي دوم و سوم هجري (624 و 625 ميلادي) نازل شده است بنابراين براي سورهي آلعمران طول 2 تا 75/3 را قائل ميشويم.
7- سورهي حشر كه اشارات متعدد به يهوديان بني نضير و منافقين و وقايع سال چهارم هجرت دارد به احتمال قوي در سال چهارم نازل شده است طول آن را 3 تا 4 ميگيريم.
8- آيات افك در سورهي نور كه در اواخر سال چهارم (به قول بلاشر نوامبر سال 620 ميلادي) در مراجعت از جنگ بني مصطلق پيش آمده است و ميتوانيم آن را 75/3 تا 75/4 بدانيم.
9- سورهي احزاب درباره وقايع اواخر سال پنجم تا اواخر سال هفتم هجري نازل شده است و به نظر بلاشر از بهار 627 سال ميلادي و طي ماههاي بعد از آن ميباشد بنابراين طول مختصاتي آن را از سال 75/4 تا 6 در نظر بگيريم.
10- آيهي 27 از سوره فتح راجع به خوابي است كه حضرت رسول (ص) در سال 6 هجري ديدهاند و سورهي فتح در سال ششم نازل شده است همچنين آيات 18 تا 24 اين سوره به پيمان حديبيه اشارت دارد كه در بهار سال 628 ميلادي اتفاق افتاده است پس حدود طول يك سوره 75/5 تا 75/6 ميشود.
11- ابلاغ آيات برائت سورهي توبه در سال 9 هجري است يعني حدود طول آن 5/7 تا 5/8 ميشود پس بطور خلاصه حدود طول و عرض و گذرگاههاي اجباري واحتمالي تنزيل به شرحي بدست ميآيد كه در جدول صفحه بعد ميبينيم. با بردن طول و عرضهاي حساب شده فوق در صفحهي مختصات منحني تنزيل برحسب كلمات، يك عده خانه مستطيل شكل بدست ميآيد كه در نمودار صفحه بعد آمده است. به نمودار توجه شود (...... خط رابط وصل كنندهي نقاط معرف گذرگاههاي احتمالي تنزيل همان منحني معرف تنزيل مورد جستجو است اگر اين خط، منكسر نامنظم يا منحني پيچ و خم داري ميشد كار ما دچار اشكال و احتمال ترديد ميگرديد و نميتوانستيم با راحتي خيال حكم كنيم كه در فاصلهي دوگذرگاه شكل مسير چگونه است ولي اين سر راستي و سادگي را ميتوان:
اولاً تأييد مجددي از فرضيات و محاسبات گذشته تلقي نمود. ثانياً به شكل مسير، اطمينان پيدا كرده و به سهولت سالهاي نزول كليه گروهها و سورهها را تعيين نمود.
خانههاي معرف سورههاي تاريخ دار تماماً در سر راه منظم خط و اصل سه گذرگاه اجباري تنزيل آغاز يا بعثت (هجرت) رحلت قرار گرفتهاند و منحني فرضي تنزيل از وسط اكثر آنها عبور ميكند فقط در مورد سورههاي آل عمران و مريم و طه از گوشه و كنار رد ميشود. نظر به اينكه تاريخ وقايع بعد از هجرت روشنتر و مشخصتر ميباشد تعداد گذرگاههاي احتمالي اين دوران بيشتر ازنشانهها و جا پاهاي قبل از هجرت درآمده است و مع ذالك تماماً روي يك خط قرار گرفتهاند و با هم ميخوانند (البته) دو سورهي ديگر بعد از هجرت هستند كه براي آنها نيز تاريخ نزول سراغ دادهاند ولي ما در جدول مختصات به شكل نقطهچين رسم كردهايم زيرا كه خارج از امتداد مستقيم ميافتند يكي سوره منافقون است كه گفتهاند از وقايع سال 4 هجرت ميباشد، ديگري سورهي نصر كه بعضي از مفسران مقارن سال دهم هجرت دانستهاند. عرض سورهي منافقون در جدول 14 عدد 47811 است و عرض سورهي نصر 68088، و هردوي آنها در شكل 22 زيرخط تنزل اتخاذي افتادهاند حال ممكن است يا تاريخهاي نقل شده صحيح نباشد (مثلاً اگر نزول سورهي نصر را سال بعد از فتح مكه در 7 هجري بوده بدانيم و سورهي منافقون را سال سوم هجري بگيريم محلها در مسير عمومي قرار ميگيرد) و يا آنكه ارقام طول مبناهاي حساب شده ما كه از متوسط گيريهاي احتمالي بدست آمده علت اختلاف شده باشد. مثلاً اگر در سورهي تك آيه نصر كه تعداد كلمات آن 19 است رقم 19 را به عوض طول متوسط طول غالب گرفته بوديم طول مبناي سوره به جاي 19 عدد 75/23 در ميآمد و مختصه عرضي آن در جدول 14 به 72454 رسيده نقطه معرف آن درست روي خط مستقيم تنزيل كمي قبل از سوره مائده قرار ميگرفت سورهي منافقون نيز اتفاقاً در جدول مقايسهاي شماره 13 با حساب ما نود و هشتمين سوره درآمده بود ولي در فهرستهاي شهرستاني و بلاشر رتبههاي 105 و 104 را احراز كرده بود از موارد استثناء به شمار ميرفت كه فهرست پيشنهادي را در اقليت قرار داده است. اما اگر بياييم رديف 101 را براي آن قائل شويم كه حد وسط سه فهرست است اين سوره پس از حديد و قبل از نور افتاده و عرض آن به حوالي 54000 كلمه ميرسد و نقطهي معرف روي خط تنزيل قرار ميگيرد. همچنين است آيات قبله (بقره 144 و 145) كه پيكتال ميگويد در سال اول هجرت بوده و بلاشر مينويسد: در رجب سال دوم نازل شده است در حالي كه منحني تنزيل حوالي سال پنجم هجرت را نشان ميدهد.
با تحقيق و تطبيقهاي تاريخي بيشتر و حسابهاي آماري صحيحتر قضاوت نهايي امكان پذير خواهد بود و فعلاً ما به اعتبار قانون اكثريت موارد همان خط مورب مستقيم محتملتر را به عنوان منحني تنزيل قبول مينماييم و باز تكرار ميكنيم كه اصولاً با اتخاذ فرضيه اوليه و استفاده از حسابهاي احتمالات آماري هيچگاه داعيه دقت صد در صد و صحت مطلق را نداشتهايم و از طرف ديگر حدود تاريخهاي انتخاب شده براي نزول سورهها و آيات قطعيت صريح ندارد. (نگاه كنيد همان كتاب صفحه 160 تا 165)
تعيين سالهاي نزول: به طوري كه گفتيم اينك با استفاده از منحني مستقيم تنزيل تعداد كلمات نازل شده تا آخر هريك از سالهاي رسالت را روي محور عرضها خوانده و عددي را كه برطبق شكل 23 بدست ميآيد با ارقام ستون آخر جدول 14 مقايسه مينماييم در نتيجه معلوم ميگردد كدام سوره يا كدام گروه آيات از يك سوره منطبق با پايان اين سال است به اين ترتيب در هريك از سنوات رسالت سورهها و گروه آيات نازله در آن سال شناخته ميشود.... منحني تنزيل را كه در شكل 23 برحسب تعداد كلمات نازل شده در سالهاي متوالي رسالت نشان داده بوديم اگر برحسب آيات نازل شده رسم نماييم به شكل 24 خواهيم رسيد.... منحني تنزيل برحسب آيات خط مستقيم نيست ولي روال منظم داشته تشبيه شلجمي وبا معادله درجه 2 ميباشد تعداد آيات نازل شده در سال سوم بعثت 748=724-1472است. در سال دوازدهم بعثت به 228=4108- 4336 ميرسد و در سال دهم هجرت تا 129=6133-6262 تنزيل ميكند. نظر به اينكه از يك طرف تعداد كلمات نازل شده ساليانه مقدار ثابتي دارد و از طرف ديگر طول متوسط آيات در حال ترقي است قهراً تعداد ساليانه آيات رفته رفته كمتر ميشود ولي روال منظمي دارد.... با استفاده از جدولهاي 14 و 11 طول مبناي پايان هرسال را به شرح جدول صفحه بعد استخراج نمودهايم (نگاه كنيد همان صفحه 170- 172)
كشف السنوات يا جدول سال نزول آيات: اينك از تركيب جداول 12 و 14 ميتوان جدول جديدي تنظيم كرد كه سال نزول هريك از گروه آيات را به ترتيب شمارههاي رسمي سورهها و شمارههاي رديف آيه ارائه دهد.... به نظر نميآيد تا به حال چنين جدول ساده كامل اگر صحيح و مورد اطمينان باشد در هيچ يك از كتب قديم يا جديد داده شده باشد جز آنكه بعضي از محققين علاوه بر تدوين فهرست ترتيبي نزول سورهها كه قهراً اجمالي و تقريبي است مقارنه پارهاي از گروه آيات يا سورهها را با گروههاي ديگر حدس زده و دلالتهايي كردهاند. جدول 15 اگردر مورد كليه آيات قطعي نباشد به عنوان راهنما و تقريب اوليه ميتواند مورد استفاده قرار گيرد.(صفحهي 173)
ادامهي مطلب در بخش چهارم
توجه :
خوانندگان محترم توجه فرمایند که هر گونه سووال یا توضیح خود را در مورد مطالب خوانده شده، در بخش نظرات مطرح و یا به آدرس صندوق پستی الکترونیکی این وبلاگ ارسال نموده تا پس از بررسی آن توسط شورای نویسندگان و در صورت رعایت اصول و موازین مطرح شده در نظامنامهی پرسش و پاسخ درج شده در بند 12 آرشیو موضوعی وبلاگ و با لحاظ زمانبندی اشاره شده در نظامنامهی مذکور، در صورت صلاحدید در وبلاگ مطرح و یا به صورت خصوصی در اسرع وقت پاسخ آن به آدرس صندوق پستی الکترونیکی شما ارسال شود.
با تشکر – شورای نویسندگان
1- به مقالات شمارهي 18، 19 و 20 اين وبلاگ مراجعه گردد.
2- شادروان دكتر صادق تقوي هميشه بر نقادي عالمانه آثارش تأكيد داشت چنانكه در كتاب حكمتهاي عاليه قرآن كه نظرات فلسفي ايشان درآمده است در صفحات 97 و 98 در اين خصوص مينويسد: با تمام تحقيقاتي كه من در مورد ترتيب نزول سورههاي قرآن كردهام اميدوارم در آينده شورايي از مفسران قرآن كه بيغرض و محقق در تبيين مطالب قران باشند از تمام فرقههاي اسلام رسماً تشكيل شود تا حقايقي كاملتر و دقيقتر از آنچه من نوشتهام در دنياي اسلام بدست آيد مشروط بر اينكه اهل شورا متعهد شوند كار شورا روي چهار شرط تقواي اسلامي كه در دو آيه 70 و 71 سورهي احزاب يادآوري شده به پايان رسانند.
۳- اين كتاب در سال 1341 توسط آقاي ابوالقاسم سحاب ترجمه شده است.